جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

528

تحفة الملوك ( فارسى )

شهويه ، و اعتدال و حد وسط داشتن حركت نفس بهيمى و مطاوعت نمودن آن مر قوّه و نفس عاقله را ، و مخالفت ننمودن و اقتصار نمودن در حركت خود به آن قدرى كه قوه و نفس عاقله او را امر فرمايد و نصيب آن قرار دهد . و اين حالت مر او را حد وسط و صراط مستقيم او است كه ممدوح است و از خصايص و آثار عقل است ؛ چون‌كه هر يك از قوهء غضبيه و شهويه ، كه از خصايص نفس حيوانى مىباشد ، آلت و اسباب تدبير نمودن عقل است در قالب انسانى و بدون آن دو ، تدبير عقل به انجام نمىرسد و جلب منافع و دفع مضار كه اسباب و موجبات كمال او است ، بدون آن دو قوه او را ممكن نه . پس مطلق و اصل آن دو ، ممدوح است و مذموم نيست بلكه آن‌چه مذموم است از آن دو همان دو طرف افراط و تفريط آن‌ها است ؛ چون‌كه در حال افراط تعدى و تجاوز از حكم عقل مىنمايند و در حال تفريط ، تقصير و كوتاهى در امتثال و فرمان‌بردارى امر آن مىكنند . و طرف افراط شهوت ، كه عبارت است از ولوع و حرص داشتن نفس بر لذات نفسانيه ، از قبيل اكل و شرب و جماع و لباس و مسكن زياده از مقدار واجب و حد كفايت ، آن را شره گويند . و طرف تفريط آن ، كه عبارت است از سكون و حركت ننمودن نفس در طلب كردن لذات ضروريه و كفائيه ، كه عبارت است از قدرى كه شرع و عقل در آن رخصت داده ، بلكه امر به آن فرموده‌اند ، آن را خمود گويند . و چون‌كه فساد شره و طرف افراط بيشتر است ، از اين سبب اجتناب نمودن از او واجب‌تر است ، لهذا آيات و احاديث در مدح و فضيلت حد وسط ، كه معناى عفت است ، و در مذمت طرف افراط ، كه معناى شره است ، بيشتر وارد شده است و در مذمت خمود ، كه طرف تفريط است به قدر مذمت طرف افراط وارد نشده است بلكه به جهت مذكوره و احتياط نمودن در دورى از شره مدح خمود ايضا نموده شده است . و از جملهء احاديثى كه در مدح عفت و خمود و مذمت شره وارد شده است اين است كه فرمودند : « ما عبد اللّه بشىء افضل من عفّة بطن و فرج » « 1 » ، يعنى بندگى نموده نشده

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 79 ، ح 1 .