جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
809
تحفة الملوك ( فارسى )
حلال مىباشد ؛ چنانكه جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله چونكه عزم نمود بر طلاق دادن زن خود ، سوده ، دختر زمعه ، را به سبب پيرى او و از اين سبب سوده حق شب و مضاجعت خود را به عايشه واگذارد ، پس اين آيه نازل شد كه وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ « 1 » ؛ يعنى و اگر زنى بترسد و ببيند از شوهر خودش آثار نشوز و منع نمودن حقوق او را يا اعراض در تقليل نمودن از مجالست و محارست او را ، پس باكى نيست بر آن دو آنكه اصلاح بنمايند در ما بين خودشان به هر نوع اصلاحى كه باشد و صلح نمودن ايشان بهتر است از طلاق دادن يا بدسلوكى نمودن . و به خصوص تفسير نمودن صلح را در اين آيه به اسقاط نمودن زن حقوق خود را يا دادن به مرد بعضى از مال خود را و حلال بودن گرفتن او را از براى مرد ، در روايات معتبره منصوص است . « 2 » و اگر زن ناشزه بشود و حقوقى كه از براى مرد بر آن است به عمل نياورد و اگرچه به محض بيرون رفتن از خانه به غير اذن مرد باشد - چنانكه به خصوص منصوص است - پس به سبب نشوز او نفقه و ساير حقوق او از مرد ساقط مىشود . و بايد كه مرد به نفسه متوجه سياست و تدبير و تأديب و اصلاح او بشود ، به اين نحو كه خداوند فرموده است كه وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا « 3 » ؛ يعنى و آنچنان زنانى كه بترسيد شما اى مردان ، نشوز آنها را ، يعنى آثار نشوز به سبب تساهل نمودن در حوايج مرد و تغيير دادن عادت خود را در ادب و اقبال او بر مرد از آنها بروز بنمايد ، پس اولا موعظه بنماييد آنها را ، و بعد از آن ، هجرت بنماييد از آنها در خوابگاه ، و بعد از اين بزنيد آنها را ، پس اگر اطاعت بنمايند شما را ، پس ديگر طلب منماييد ، و نمىباشد از براى شما بر ايشان راهى و سخنى . و معناى موعظه ، تهديد و تخويف نمودن او را است به عذاب و نكال خداوند و متذكر ساختن او را به عظيم
--> ( 1 ) . نساء : 128 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 145 ، ح 3 و ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 21 ، ص 349 به بعد ، باب 11 من ابواب القسم و النشور و الشقاق . ( 3 ) . نساء : 34 .