جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

796

تحفة الملوك ( فارسى )

استيلا و تسلط زن بر او حاصل و زن از اطاعت نمودن خارج و مرد از رياست كردن و سياست نمودن مصروف و معزول مىگردد . و هرچند كه كتمان نمودن مرد محبت خود را از زن امرى است مشكل و جناب امير عليه السّلام كه عارف به تمام طبايع و حقايق بوده‌اند ايضا فرموده‌اند كه مرد كتمان عداوت خود را از زن در مدت هفتاد سال مثلا مىنمايد و صبر بر كتمان نمودن محبت خود را از او در يك ساعت ندارد و برعكس اين است طبيعت زن كه محبت خود را از مرد در مدت‌ها كتمان مىنمايد و صبر بر كتمان عداوت خود را از در يك ساعت ندارد و لكن چون‌كه كتمان محبت از عمدهء آداب رياست و اسباب سياست در امر خانه و زن‌دارى است و بدون آن ، امور از انتظام مىافتد ، پس بايد كه به انواع معالجات و مجاهدات ، هرچند كه به سفر نمودن و امثال آن باشد ، عشق و محبت را از خود مسلوب دارد يا آن‌كه خود را محفوظ و محبت خود را زياد بر قدر معروف ، مستور دارد و لااقل زن را از محبت و تعشق خود مطمئن نسازد و طمع او را در خود راه ندهد . و بايد ايضا كه زن را بر اسرار و اموال خود مطلع نسازد ؛ چون‌كه كسى كه افشا سرّ خود ننموده است هرآينه اختيار او با خود او است و بعد از افشاى سرّ اختيار او با غير او و با كسى است كه افشاى سرّ خود را در نزد او نموده است . و در امور با او ايضا مشاورت نكند ، خصوصا در امور عظام ، مگر آن‌كه به مضمون « شاوروهن و خالفوهن » « 1 » اولا از باب معاشرت به معروف و اظهار نمودن ميل و شفقت خود با آن مشورت بنمايد و ثانيا از باب آن‌كه صواب و رشد در خلاف آن است يا آن‌كه موافقت نمودن با او موجب طمع و غلبهء او بر مرد مىشود مخالفت بنمايد . و اگر احيانا شور و سخن او را خير و صواب بيند و بايد كه به آن عمل نمايد ، پس بايد كه بر وجهى باشد كه عمل نمودن به شور و به گفتهء او را به او نفهماند تا آن‌كه باب طمع او بر مرد هميشه مسدود باشد . و بايد كه او را ايضا از ملاهى و نظر نمودن به اجانب و استماع نمودن سخنان ايشان و مطلع شدن بر حكايات مردان و از مصاحبت زنانى كه بدين سيرت‌ها موسوم

--> ( 1 ) . عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 289 ، رقم 148 ؛ چنين است : « شاوروهنّ و خالفوهنّ » و مرحوم مجلسى در بحار الأنوار ج 100 ، ص 262 ؛ اين‌چنين آورده است : « شاوروا النساء و خالفوهنّ فانّ خلافهنّ بركة » .