جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

780

تحفة الملوك ( فارسى )

تحفه : [ 16 ] ، [ شرايط انتخاب زن و آداب همسردارى ] و از تضاعيف و مضامين اين تحفهء مذكوره بر تو معلوم مىگردد كه زنى را كه اين كس براى صحبت و معاونت و معاشرت خود اختيار مىكند بايد كه از اهل عقل و عليين ، يعنى مسلمه و مؤمنه ، باشد تا آن‌كه موافقت و مناسبت ذاتيه با اين‌كس داشته باشد و محل سكون و قرار و اعتماد نفس اين‌كس بر او بشود و معاونت و معاشرت فىمابين ممكن باشد ؛ چون‌كه غير مسلمه و مؤمنه ، كه كافره و مشركه است ، از اهل جهل و سجين است و با اين‌كس ، كه از اهل اسلام و ايمان و عقل و عليين است ، معلوم و هويدا است كه ضديت دارد ؛ و با وجود ضديت ، تحقق يافتن انس و سكون و قرار و اعتماد و معاونت و معاشرت ، كه ثمره و خاصيت زن‌دارى است ، ممتنع و محال است ، هرچند كه به واسطهء حسن و جمال ظاهرى بهرهء عارضى از عالم عقل و عليين داشته باشد و از اين سبب در بدايت امر ، نفس مرد به او سكون و قرارى بگيرد ، و لكن از آن‌جايى كه عارضى است و ذاتى نيست و از طرف باطن مرد ايضا با او مشابهت و مناسبتى نمىباشد اعتمادى بر آن نمىباشد و تا آخر الامر موجب سكون و قرار نفس مرد نمىشود ، بلكه اگر مرد فى الواقع به سبب حسن و جمال او انس و سكون و قرار به او بگيرد هرآينه امر زن‌دارى منعكس و مقلوب مىگردد و خورده خورده و اندك اندك عينيت و سعادت و اسلام و ايمان باطنى مرد ، كه ذاتى مىنموده است ، بر طرف مىشود و به سجينيت زن ملحق مىگردد و با او به درك مىرود ؛ چنان‌كه خداوند بعد از آن‌كه به فرمودهء وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ نهى از نكاح نمودن زن مشركه را فرموده است ، علت و جهت آن را ايضا به فرمودهء أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ « 1 » بيان نموده است . و معنى آن است كه زن مشركه و مرد مشرك مىخوانند و مىكشند اين‌كس را به سوى سجين و جهنمى كه خود در آن و از آن هستند . پس مزاوجت نمودن با چنين زنى از امورات دنيويه محضه است و

--> ( 1 ) . بقره : 221 .