جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
775
تحفة الملوك ( فارسى )
است . و ثانيا آن است كه اگر چنين مىشد ، پس به جهت عدم نسبت فىمابين ايشان ، تعارف و تودد و تراحم ، كه از عمده اسباب التيام و معيشت ايشان است ، در ميان ايشان بههم نمىرسيد و نقض غرض خداوند لازم مىآمد . پس به جهت خلقت فرمودن مردان را از زنان و حصول مزاوجت فىمابين ايشان ، تناسب و تعارف و ميل و محبت و تراحم و تعطف فىمابين ايشان قرارداد فرمود و ايشان را به يكديگر ملتئم و امور معيشت ايشان را منتظم گردانيد ؛ چنانكه اخبار از اين معناى به فرمودهء خود نموده است كه يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا « 1 » ، يعنى اى مردمان ! به درستى كه ما خلق فرموديم شما را از يك مرد و يك زن و گردانيديم شماها را شعبه شعبه و قبيله قبيله تا آنكه مناسبتى بههم داشته باشيد و يكديگر را بشناسيد و تودد و ترحم به يكديگر بنماييد و امور معيشت شما منتظم گردد . خلاصه ، در ضمن حكمت دويّم ، كه بقاى نوع انسان است ايضا ، حكم و مصالحى مىباشد ؛ از قبيل كثرت عشيره و قبيلهء اينكس كه از مصاهره و دامادى بههم مىرسند و سبب عزت و قوّت اينكس در دفع نمودن شرور و جلب نمودن خيرات مىباشند و در ثمره و خاصيت ، به منزله و مساوى صاحبان نسبند ايضا . و از اينجا است كه خداوند در فرمودهء خود كه وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً « 2 » ، هردو يعنى نسب و مصاهره ، را از آثار قدرت و حكمت خود قرار داده است ؛ چونكه معناى آن است كه خدا آنچنان خدايى است كه خلق فرموده است از آب ، بشر را ، پس گردانيده است از او نسب و اولاد را و دامادى و تزويج نمودن بنات را و بوده است پروردگار تو قدرت دارنده بر امثال اين صنايع و اين حكمتها و مصلحتها . و از قبيل حصول ولد از براى اينكس و منتفع شدن به دعا و صلاح او بعد از مردن ، اگر آنكه صالح و نيكو باشد و بعد از آن باقى بماند ، و به شفاعت او در قيامت اگر آنكه قبل از آن بميرد ؛ چنانكه مضامين روايات است . و از قبيل تكثر و بسيار شدن امّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و ذرّيت اينكس كه در قيامت به سبب آنكه از شعاع و
--> ( 1 ) . حجرات : 13 . ( 2 ) . فرقان : 54 .