جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
764
تحفة الملوك ( فارسى )
بنما سائل را به عطاى قليلى يا به رد نمودن جميل و به طورى نيكو ؛ به جهت آنكه بعضى از اوقات مىآيد به سوى تو كسى كه نه انس است و نه جان ، بلكه ملائكههايى است از جملهء ملائكه خداوند رحمن كه امتحان مىنمايند در مالى كه تو را در آن تخليه نمودهام و سؤال مىنمايند تو را از آنچه تو را در آن ، ولى و مالك گردانيدهام ، پس نظر و تأمل نما كه صنع و فعل تو چگونه است اى پسر عمران . و از جناب امام جعفر عليه السّلام مروى است كه سه نفر را البته بدهيد و رد مكنيد و زياد بر آن اگر بدهيد خوب است و الا وظيفهء يك روز خود را به عمل آوردهايد . « 1 » و آمدن سائل را براى خود نعمت و غنيمت داند و غرامت نپندارد ؛ چنانكه جناب امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه « ان حوائج الناس اليكم نعمة من اللّه عليكم فاغتنموها » « 2 » ، يعنى حاجتهاى مردمان به سوى شما نعمتى است از جانب خداوند بر شما ، پس آنها را غنيمت و ذخيرهء خود بدانيد . آرى ، توشه برداريست بهر منزل فرداى تو * مغتنم دان چون به درگاه تو آيد سائلى خصوصا در وقتى كه در دل اينكس رحمت و رقّت بر حال آن حاصل شود ، كه حصول آن علامت صدق و استحقاق او است ؛ چنانكه جناب امام جعفر عليه السّلام در جواب سؤال از حال سائل فرمودند كه « اعط من وقعت فى قلبك له الرحمة » « 3 » ، و لكن فقدان آن را دليل بر كذب و عدم استحقاق او نداند ، بلكه بدگمانى به خود بنمايد و او را رد نكند . و آنچه مقدور باشد بدهد ، هرچند كه قليل باشد « 4 » و حقير و قليل نشمارد و به اين سبب ، خود را از فضيلت عطا محروم نگرداند ، كه ندادن و خود را از ثواب محروم ساختن احقر و اقلّ از آن است . و آنچه را كه به فقير داده است ثانيا به طريق اختيار مالك آن نشود . و امتناع از قسمت نمودن و واسطه شدن مر دادن صدقهء غير خود را ننمايد كه در حديث است كه عطاكنندگان سه نفرند : خداوند رب العالمين و صاحب
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 4 ، ص 17 ، باب قدر ما يعطى السائل ، ح 2 و من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 40 ، رقم 174 . ( 2 ) . خوانسارى ، غرر الحكم ، ج 2 ، ص 573 ، رقم 3599 . ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 39 ، رقم 169 و التهذيب ، ج 4 ، ص 107 ، رقم 307 . ( 4 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 9 ، از ص 379 ، باب 7 من ابواب الصدقه و اصول كافى ، ج 4 ، ص 4 ، باب فضل الصدقه ، ح 10 و 11 .