جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

759

تحفة الملوك ( فارسى )

دنياى صرف و معيشت محض ، كه شأن حيوانات و دون از مرتبهء بنى نوع انسان است ، نشود ، خصوصا در واجبات و مندوباتى كه تعلق به حق خداوند دارد و متعلق به محض امر معاد و تقرب به خداوند است . پس بايد كه بداند كه تكليف نمودن خداوند او را به اين انفاقات و اخراجات به جهت ازاله نمودن رذيلهء بخل و لئامت است از نفس و تحصيل نمودن ملكهء سخاوت و مروت و قلع نمودن ميل و علاقهء نفس است به غير خداوند و به غير امر باقى ، و به منزلهء محك و شاهد است از براى ادعا نمودن اين‌كس عبوديت و محبت و دوستى خداوند را ؛ چنان‌كه فرموده است كه لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوالِكُمْ « 1 » ؛ يعنى و محك زده مىشويد شما در اموال خودتان به تكليف نمودن شما را به دادن آن‌ها . و به خصوص منصوص است كه مراد از اين آيه ، اخراج زكات است . پس بايد كه صاحب مال ، صرف اموال خود را به مستحقان آن‌ها و از روى خلوص نيّت و قصد تقرب به خدا و اصلاح امر معاد و دين و نفس خود نمايد . و عطاى او قبل از سؤال نمودن مستحقان باشد تا اين‌كه از جملهء معروف محسوب گردد و ثواب آن بر آن مترتب گردد و بعد از سؤال نباشد كه به عوض و مكافات سؤال سائل و آبروى ريختن مستحق محسوب گردد . و در عطاى خود تعجيل و مسارعت بنمايد كه علاوه بر آن‌كه تعجيل آن موجب تعجيل رسانيدن سرور به مستحق و دورى نمودن از حوادث و موانعى است كه غالبا در تأخير امور خير مىباشد ، امتثال فرمودهء خداوند كه وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ « 2 » ، فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ « 3 » ايضا نموده باشد . و از براى عطاهاى مندوبهء خود اوقات شريفه را قرار دهد تا اين‌كه ثواب او مضاعف گردد ؛ مثل وقت عشا و شب جمعه و ماه رمضان ، خصوصا عشر آخر آن‌كه در آن ، اميد شب قدر است و ماه ذى الحجه ، خصوصا عشر اول آن و خصوصا روز عرفه و روز عيد غدير و امثال اين‌ها . « 4 » و نهايت مبالغه در پنهان نمودن

--> ( 1 ) . آل عمران : 186 . ( 2 ) . همان : 133 . ( 3 ) . بقره : 148 . ( 4 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 9 ، ص 399 ، باب 14 و : ص 403 ، باب 15 .