جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
756
تحفة الملوك ( فارسى )
زوال آن مىبينند ، لهذا از تمسك زدن به اين قسم اسباب حفظ كه اسباب باطنى و عمدهء اسباب است دورى مىنمايند و نمىفهمند كه خداوند در كار خود قاهر و بر امر خود غالب است و ديگران مغلوب و مقهور اويند . بلى ، سراى مدرسه و بحث علم و طاق رواق * خلاف نيست كه علم نظر در آنجا نيست « 1 » تحفه : [ 14 ] ، [ آداب خرج و انفاق كردن مال ] و اما طريقهء خرج كردن و انفاق نمودن مال ، پس بايد كه اولا از خصال رذيلهء چهار گونه خود را اجتناب فرمايد : اول ، مضايقه نمودن از صرف كردن مال را با وجود قدرت و توانايى در مصالح عقلانيه و شرعانيّه ، خواه واجب باشد ، مثل انفاق نمودن در مصالح نفس و بدن و دين و اهل و عيال و ساير كسانى كه واجب النفقهء اينكس مىباشند ، و خواه مندوب و مستجب باشد ، مثل بذل كردن در امر خير و معروف . و اين خصلت را لوم و تقتير گويند . و بسا باشد كه اول را به اسم لوم و ثانى را به اسم تقتير مخصوص مىدارند . دويّم ، صرف نمودن مال را در شهوات نفسانيه و لذات دنيويهء جهلانيه بالنسبة و در حق خود و در زياد از قدر واجب و معروف در حق غير خود . و اين خصلت را اسراف و تبذير گويند . و بسا باشد ايضا كه اول را به اسم اسراف و ثانى را به اسم تبذير مخصوص مىدانند . سيّم ، صرف نمودن مال را در وجوه و مصارف ريا و مباهات و تفاخر و ترفع يافتن بر ديگران . و اين خصلت را قدح گويند . چهارم ، افراط و تفريط و صرف نمودن در بعضى از مواضع زياد بر حد و در بعضى ديگر كمتر از آن . و اين را سوء تدبير گويند . و بعد از اجتناب نمودن از اين خصايل رذيلهء جهلانيهء غير عقلانيه بايد كه مال را در وجوه و مصارفى كه از آثار عقل و مأثر شرع است خرج و صرف نمايد ، و آن چهار است : اول وجوه و مصارف واجبه و مندوبهاى كه از حقوق خداوند است ؛ مثل خمس و زكات و نذور و عهود و كفّارات و رد مظالم . دويّم وجوه و مصارف واجبه و مستحبهاى كه از حقوق بندگان است ؛ مثل اخراجات بر نفس و بدن و بر زن و بر اولاد و پدر و مادر و غلام و كنيز و حيوانات
--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 361 ، سطر 3 .