جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
752
تحفة الملوك ( فارسى )
« لا يكون الرجل من المتقين حتى يدع ما لا بأس به مخافة ما به بأس » « 1 » . و فوق اين مراتب ، احتراز نمودن از هر مال و كسبى است كه مربوط به خداوند نيست و موجب زيادتى قرب اينكس نمىشود . و آن را صدق مطلق و صدق صديقين و صادقين گويند و آيهء إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي « 2 » و حديث « من تساوى يوماه فهو مغبون » « 3 » اشاره به اين مرتبه است . جز آستان توام در جهان پناهى نيست * سر مرا به جز اين در حواله گاهى نيست « 4 » و بعد از اينها ، هر عملى و صنعتى را كه پيشهء خود مىنمايد ، بايد كه در آن به مرتبهء ناقص ، رضا و قانع نشود ، بلكه آن را در مرتبهء كمال و غايت برساند كه مدخليت در كمال و مملوّ همت نفس و رضاى خداوند و نظام امور ، بيشتر دارد . آرى ، پالانگرى خود بهتر ز كلاهدوزى بد . و بايد دانسته شود كه وسعت و بركت در رزق و روزى ، بهترين نعمتها است و اسباب حصول آن ، اعمال و مكاسبى است كه بعد از اشتمال بر عدالت ، مقرون به عفت و مروت و جوانمردى و ورع و تقوا و امثال اينها باشد و از حرص و طمع و غش و تدليس و حيله و ارتكاب فواحش و قبايح و معطل داشتن نظام امور مردمان و امثال اينها دور و مهجور باشد . پس هر مالى كه تحصيل آن بدين منوال بوده باشد البته بادوام و بابركت و بىتبعه و گوارا و بىآزار و جميع آن مصروف در مصالح نفس و دين و آخرت و مرضات خداوند خواهد شد ؛ و هرچند كه قليل باشد هرآينه به سبب دوام و خير و بركت آن ، كثير و بسيار است . و هر مالى كه به جور و تغلب و حيله و به ارتكاب محرمات و قبايح و بر خلاف عدالت و مروت و ورع و تقوا و امثال اينها حاصل شده است البته بازوال و بىخير و بىبركت و باآزار و آلام و جميع آن در مفاسد و مضار نفس و بر خلاف صلاح دين و آخرت و رضاى خدا صرف خواهد شد و وزر و تبعه و عقاب و و بال آن از براى صاحبش خواهد ماند . و اين معنى عبارت است از تنگى روزى و بىبركتى آن . و چنين مالى هرچند كه بسيار
--> ( 1 ) . اعلام الدين ديلمى ، ص 334 ، الحديث السابع و تحف العقول ، ص 48 . ( 2 ) . انعام : 162 . ( 3 ) . صدوق ، امالى ، ص 531 ، مجلس 95 ، ح 4 و عوالي اللئالى ، ج 1 ، ص 284 ، رقم 129 . ( 4 ) . ديوان حافظ ، ص 53 ، رقم 76 .