جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

747

تحفة الملوك ( فارسى )

مشترى شده و در مقام خريدارى اموال ايشان را از ايشان درآمده ، و ثمن آن را جنت و رضاى خود يعنى كمال نفس و تقرب يافتن آن به سوى خودش گردانيده ، و به واسطهء آن ، موانع سير و سلوك نمودن ايشان را به‌سمت جنت و رضاى خودش مرتفع ساخته ، و به وسيلهء آن ، ظفر يافتن ايشان را به امورات باقيه و سعادت اخرويه سهل و آسان گردانيده ، و آن را اسباب ذراعت و تخم‌افشانى ايشان از براى ثمره‌بردارى يوم الحصاد كه روز قيامت است قرار داده است . پس بايد كه تمكن و تصرف اين‌كس در اموال بر وجهى باشد كه به مقتضاى آثار عقل باشد نه جهل ، تا آن‌كه مؤدى به صلاح امر دين و آخرت و استصلاح نفس و بدن و ضروريات شش‌گانهء آن - كه ذكر نموده شده و منوط به امر دين و آخرت نفس است - بشود . پس لايق و لازم آن است كه اين كس اولا آثار عقل را در تكسب و تحصيل و دخل مال به كار ببرد ، اگر كه تحصيل آن منوط به عمل و تدبير او بوده است - چنان‌كه حال غالب اموال اكثر از مردمان است - و اگر كه نبوده است ، از قبيل مواريث و جوايز و عطايا و كنوز و دفاين و امثال اين‌ها كه داده خدايى است و به عمل و تدبير اين‌كس حاصل نشده است ، پس در هردو صورت آثار عقل را ثانيا در حفظ آن و ثالثا در مصرف و خرج آن استعمال نمايد و مال را در اين سه حالت سبب سعادت و آلت اعانت بدن و نفس و دين ، كه عبارت است از همان سعادت و كمال نفس و تقرب يافتن آن به خداوند ، قرار بدهد نه اين‌كه موجب اهانت و مانع سعادت آن و برعكس رضا و قرارداد خداوند ، وسيلهء شقاوت و خسارت نفس خود نمايد . پس بايد كه طريقهء تحصيل و دخل مال از وجوه و طرايقى باشد كه فىنفسه طيّب و حلال و ممدوح و محمود باشد ؛ از قبيل صناعت‌هاى شريفه كه از كمالات ذاتيهء نفس و صناعات احرار و ارباب شرف و مرّوت بوده است و مىباشد ؛ مثل صحت‌رأى و حسن‌تدبير كه از نور و كمالات ذاتى جوهر نفس است و صناعت وزرا است و مثل قوّت و شجاعت و فروسيّت كه از ملكات و كمال ذاتى نفس است ايضا و صناعت سپاهان و مجاهدين و حافظين ثغور و سرحدها و دافعين اعدا و دشمنان دين و اهل دين است . يا آن‌كه از كمالات خارجيهء نفس و صناعات ارباب فضل و ادب است ؛ مثل كتابت و بلاغت و نجوم و طبابت كه كمال خارجى نفس و