جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
746
تحفة الملوك ( فارسى )
آن را مدح نمايند ، پس ديگر شك در صلاح و خوبى آنكس منماييد . « 1 » و مخفى نماناد كه اين آداب و طريقهء سفر و حركت نمودن در ظاهر است كه از حالات بدن مىباشد و از براى نفس ايضا سفر و حركت نمودن در باطن ، كه انتقال يافتن او است به سوى مراتب و منازل كمالات خود ، مىباشد . و اين دو سفر هردو در دار دنيا و منازل دنيويه است و از براى هريك از نفس و بدن سفر نمودن از دار دنيا به دار آخرت كه سفر آخر آنها است و بعد از آن ، سفرى و حركتى و عملى نمىباشد - چنانكه معلوم و متيقن است - ايضا مىباشد ، و از براى آن ايضا تدبير و نظر و آداب و آثار عقلانيه مىباشد كه به سبب طولى كه موجب ملال است متعرض ذكر آن نشديم و بر مواضعى كه اصحاب ما رحمهم اللّه به تفصيل بيان آن را نمودهاند حواله نموديم . و اللّه ولى التوفيق و فى الحركات و السفرات نعم الرفيق . بلى ، هركه آمد در جهان پر ز شور * عاقبت مىبايدش رفتن به گور در ره عقبى است دنيا چون پلى * بى بقا جايى و ويران منزلى دور باش از دوستى مال و جاه * زان كه مالت مار و جاهت هست چاه تحفه : [ 13 ] ، [ آداب اكتساب مال ] و اما طريقهء رعيتدارى و نظر و تدبيرنمايى در امر مال ، كه ركن سيّم از منزلدارى است ، پس آن است كه دانسته شود كه خداوند مال را خلق فرموده و نام آن را در فرمودهء إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ « 2 » خير گذارده ، خصوصا درهم و دنانير كه آنها را آلت و وسيلهء تعديل و تسويهء زياد و كمى ساير اموال و اعمال و مكاسب و سبب اعظم از براى انتظام و رواج امور معيشت قرار داده ، و بندگان را در تحصيل انواع اموال متمكن و در تصرف در آنها بر وجوهى كه سبب اعانت امر دين و آخرت ايشان باشد رخصت داده ، و بعد از اينها به فرمودهء إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ « 3 »
--> ( 1 ) . اين عبارت معلوم نيست حديث است يا غير حديث . ( 2 ) . و العاديات : 8 . ( 3 ) . توبه : 111 .