جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

520

تحفة الملوك ( فارسى )

كه مطيع خداوند است ، پس آن ولى و دوست ما است و هركس كه عاصى مر خداوند است ، پس آن دشمن ما است . و رسيده نمىشود به ولايت و به دوستى ما مگر به عمل نمودن و ورع و تقوا را استعمال كردن نه غير آن . و ايضا فرموده‌اند كه « قليل العمل مع التّقوى خير من كثير العمل بلا تقوى » « 1 » ، يعنى آن‌كه قليلى از عمل صالح با وجود تقوا و ورع از محرّمات بهتر است از بسيارى عمل با نبودن تقوا ؛ چون‌كه خداوند فرموده است كه إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ « 2 » . و با وجود مقبول گرديدن عمل ، ديگر عمل قليل نمىباشد ، بلكه كثير است ؛ چنان‌كه با مردود گرديدن ، كثير نمىباشد ، بلكه قليل و هيچ است ؛ چنان‌كه مكررا جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمودند كه « لا يقل عمل مع تقوى و كيف يقلّ ما يتقبل » « 3 » ؛ يعنى قليل نيست هيچ عملى با وجود تقوا و چگونه قليل مىباشد آن‌چه مقبول خداوند گردد . و ايضا فرموده‌اند كه « ما نقل اللّه عزّ و جلّ عبدا من ذلّ المعاصى الى عزّ التقوى الّا اغناه اللّه من غير مال و اعزّه من غير عشيرة و آنسه من غير بشر « 4 » ؛ يعنى منتقل نساخته است خداوند عزّ و جلّ هيچ بنده‌اى را از ذل معاصى به سوى عزّ تقوا مگر اين‌كه بىنياز و مستغنى ساخته است او را از غير اسباب مال ، و عزيز گردانيده است او را از غير وسيلهء عشيره و قبيله ، و انس داده است او را از غير وساطت مصاحبت با بشر و انسان . و ايضا فرموده‌اند كه « عليكم بالورع فانّه لا ينال ما عند اللّه الا بالورع « 5 » ؛ يعنى بر خود لازم بداريد طريقهء تقوا و ورع را ، به جهت آن‌كه رسيده نمىشود به آن‌چه در نزد خداوند است ، از مراتب و درجات ، مگر به تقوا و ورع . و ايضا فرموده‌اند كه « اوصيك بتقوى اللّه و الورع و الاجتهاد و اعلم انّه لا ينفع اجتهاد لا ورع فيه « 6 » ؛ يعنى وصيت مىنمايم تو را به تقوا و ورع و جد و جهد نمودن در عمل ، و بدان‌كه نفع نمىدهد جد و جهدى كه ورع و تقوا در آن نباشد . و ايضا فرموده‌اند كه « لا نعدّ الرّجل مؤمنا حتى يكون لجميع امرنا

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 76 ، ح 7 . ( 2 ) . مائده : 27 . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 75 ، ح 5 . ( 4 ) . همان ، ص 76 ، باب الورع ، ح 8 . ( 5 ) . همان ، ح 3 . ( 6 ) . همان ، ح 1 .