جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
734
تحفة الملوك ( فارسى )
اكتفا به يك نفر ننمايد « 1 » ، بلكه اقل آن چهار نفر يا هفت نفر است و زياده بر آن موجب اغتشاش امر است ، « 2 » مگر اينكه بدون اغتشاش و با منفعت و حاجت باشد . و اختيار نيكوان و خوبانى كه معين بر امر خير باشند بنمايد . و جناب امام محمد باقر عليه السّلام فرمودهاند كه رفاقت با كسى كه متوجه امور معيشت تو است و صحبت او موجب مذلت است و با حرس ، يعنى ملازم باب و خدمهء سلاطين ، و با شاعر و با ساحر و با كاهن و با منجّم و حيوان جلّال و سگ ، منما . « 3 » و مراد از منجّم ، كه در اين حديث و ساير احاديث ديگر طعن و مذمت او نموده شده است ، طايفهاى مىباشند كه قائل به قدم افلاك و نجوم و معتقد به مؤثريت و الوهيت و خالقيت آنها به طريق استقلال يا با مشاركت با خدا مىباشند و در حقيقت همان طايفهء ستاره پرستند كه منكر جميع عقايد اسلاميه بودهاند و در اين زمان اثرى از آنها نيست ، نه اينكه مراد از آن ، منجّمين اين زمان باشند كه استخراج اوضاع و آثار كواكب و نجوم را مىنمايند و عقايد اسلاميهء ايشان صحيح و درست است ؛ چونكه سبب بودن كواكب و اثر دادن آنها به تدبير و تسبيب خداوند مسبب الاسباب ، حق و صدق معلوم و محسوس است . و فى الجمله ، در حق اين علم و اهل آن ، احاديثى كه مشتمل بر حقّيت و ممدوحيّت آن و اهل آن است رسيده است . بارى بايد كه مصاحبت و مرافقت با كسى بنمايد كه از جملهء اين اشخاص نباشد ، بلكه زياده بر اين بايد كه همجور او باشد و حرمت او را نگاه دارد ، مثل نگاه داشتن اينكس حرمت او را . و اين دستور در سفر و حضر هردو مىباشد ، و لكن در سفر به جهت شدت معيّت و باهم بودن و عدم مفارقت از يكديگر در مدت سفر ، الزم و اوجب شده است . و بايد كه يك نفر از آنها كه در حسنخلق و مواسات و سعة حوصله و حسن تدبير و وفا و رأفت و شفقت ، بر باقى اولى و اقدم است آن را امير و
--> ( 1 ) . عدم اكتفا به يك نفر بلكه اقل 4 نفر است ر . ك : من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 182 ، رقم 811 . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 183 ، رقم 820 . ( 3 ) . محاسن ، ج 2 ، ص 101 ، رقم 1267 ؛ فروع كافى ، ج 4 ، ص 286 ، باب الوصية ، ح 6 و من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 182 ، رقم 818 .