جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
516
تحفة الملوك ( فارسى )
ارسال رسل از براى تعيين نمودن طريقهء تعديل و تسويهء كلى است فىمابين مردمان در تمام امور ايشان ، و تأييد فرمودن خداوند سلاطين و حكام را از براى تعيين نمودن طريقهء تعديل و مساوات است فىمابين مردمان و اختلافات و مخاصمات و منازعات ايشان ، و قرار دادن درهم و دينار از براى تعيين نمودن مساوات است و مشابهت است فىمابين اموال و اعمال مختلفهء معيشتى ايشان . و ارسطاطاليس اول را ناموس اعظم و ثانى را ناموس اوسط و سيّم را ناموس اصغر و هرسه را ناموس عادل ناميدهاند . و معناى ناموس در زبان او تدبير و سياست است و مخالفتكنندهء حكم اين سه ناموس ، جائر و ظالم است . پس مخالف ناموس اعظم ، كه شريعت است ، جائر به جور اعظم است و مخالف ناموس اوسط ، كه عدول حكّام و سلاطين مىباشد ، جائر به جور اوسط است و مخالف ناموس اصغر ، كه دينار است ، جائر به جور اصغر . و هركس كه مخالف يكى از اين سه باشد معلوم است كه طبيعت و طينت او از حد اعتدال و از دايرهء ظل اللّه بيرون است ؛ چنانكه هركس كه تابع حكم هرسه باشد و هيچگونه اكراه و تضاد و مخالفتى با آنها در نفس او نباشد ، بلكه همگى همت و نيّت خود را به معاونت و متابعت آنها مصروف دارد ، معلوم است كه طبيعت و طينت او در حد اعتدال و داخل در دايرهء ظل اللّه است ؛ چونكه تمام اوضاع هرسه ، كه شريعت و ناموس الهى كليهء آنها و جامع آنها است ، از براى قرار دادن حصول مناسبت و مساوات و اعتدال در ما بين افعال و اقوال و عقايد مردمان و رفع نمودن مخالفت و تباين از ما بين ايشان است و طبع صاحب ملكهء عدالت ايضا طالب تعديل و تسويه و رفع تباين و تخالف است ، پس لا محاله معيّن و ملازم و متابع و محب شريعت و ناموس الهى مىباشد . و هركس كه به غير از اين حالت است ، از قبيل مبتدعين و خارجين و متبدّدين به آراى خود ، هرآينه از جائرين به جور اعظم و از خارجين از دايرهء عدالت ، كه ظل وحدت و ظل اللّه است ، مىباشد . و خلاصهء معناى سداد و عدالت ، ملكه و فضيلتى است كه لازم دارد مراعات نمودن طريقهء استقامت و صراط مستقيم و مساوات نمودن بىافراط و تفريط را در تمام امورى كه متعلق به اين كس است ، خواه از امورى باشد كه فىمابين او و خداوند باشد ،