جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

517

تحفة الملوك ( فارسى )

از قبيل معارف و عقايد و اعمال واجبات و مندوبات تكليفيهء شرعيه و عقليه ، و خواه از امورى كه فىمابين او و نفس او باشد ، از قبيل اخلاق حسنه و ساير معاملات نفسانيهء او ، و خواه از امورى كه فىمابين او و اهل و عيال و اولاد و اقارب و اسره و تبعهء او باشد ، از قبيل امور معاشرتيه و تدبير منزليه ، و خواه از امورى كه فىمابين او و مشاركين با او در بلاد و اقليم باشد ، از قبيل امور معاشرتيهء عامه و سياست مدنيه . و بالجمله در تمام اعمال و حركات و سكنات ظاهريه و باطنيهء مبدئيه و معيشتيه و معاديه ، دست از طريقهء جور و اختلاف ، كه سبب فساد نظام است ، كشيدن و به طريقهء سداد و اعتدال و تساوى و حق هرچيزى را به‌جاى خود دادن متمسك شدن است . و ضد تفريطى آن را ظلم و جور گويند . و ضد افراطى آن را فضل نامند . و با آن‌كه طرف افراط او است و بايد كه ممدوح نباشد ممدوح شده است ، به سبب احتياط و مراعات نمودن دورى كلى از جور و ظلم ؛ چنان‌كه افراط در سخاوت به سبب دورى كلى از بخل ممدوح شده است . و نقصان و تفريط شهوت ايضا به سبب دورى از شره ايضا ممدوح شده است . و از اين سبب است كه استعمال نمودن فضل در ميان دو نفر كه خارج از نفس اين‌كس است ممنوع و مذموم شده است و عين جور و ظلم است ؛ و افراط نمودن در سخاوت با آن‌كه هيچ به مستحق نرسد ايضا مذموم و عين اسراف است . و چنين شخصى كه مرتبهء او به اين حد و به اين غايت رسد كه عدالت و سداد او در تمام امور بالنّسبة به خود و به خدا و به خلق خدا حاصل باشد و به اين سبب ، فضيلت و شرافت او بر ساير بنى نوع او ظاهر گردد آن را ولى اللّه و خليفة اللّه گويند و بهترين ساير خلق اللّه مىباشد . و عبارتى كه گفته‌اند كه الخلافة تطهر مراد از آن همين مرتبه و همين سيرت است . و بدترين خلق كسى است كه جور و ترك سداد و عدالت در حق خود و خداوند و خلق خداوند ، خصلت و ملكهء او باشد . و در حقيقت ، ملكهء سداد و عدالت جزوى از فضايل نيست ، بلكه عين و جميع فضايل آن است ؛ و جور و ظلم كه ضد او است ايضا جزوى از رذايل نيست ، بلكه عين و تمام رذايل آن است ؛ چنان‌كه سابقا ذكر شد كه بعضى از ارباب عقل و اصحاب حكمت ، عدالت را رأس و منبع تمام فضايل دانسته‌اند . و محقق شد ايضا كه قواى انسانى منحصر در سه قوه است : قوهء عاقله ، و