جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
686
تحفة الملوك ( فارسى )
ضرورت . و در لباسهايى كه غالبا به عالم كثافت و خاكآلودگى قريب مىباشد و تبديل نمودن آنها زود به زود متعسر و موجب اسراف مىباشد ، از قبيل عمامه و عبا و چكمه ، پس به جهت دورى از كثافت و عدم ظهور آن در آنها رنگ سياه در آنها عيب ندارد و رخصت داده شده است . و همچنين از جهت دورى از كثافت و نجاست است كه لباس بلند مذموم شده است ، و به فرمودهء « ما جاوز الكعبين ففى النار » « 1 » وعدهء آتش جهنم به آن دادهاند . و آنچه ممدوح است و خداوند در فرمودهء وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ « 2 » امر و اشاره به آن فرموده است لباسى است كه در كوتاهى به حدى باشد كه از خاك و كثافت و نجاست دور باشد . و از آنجايى كه دانسته شده كه زينتى كه غير زينت خود لباس و پوشاك باشد در دار دنيا مذموم و از آثار جهل است و از براى اهل عقل ، مخصوص به دار آخرت ايشان است و زينت ايشان است در بهشت « 3 » ، لهذا در شريعت تصريح به حرمت پوشيدن طلا و حرير محض از براى مردان ، كه اهل عقلند ، به فرمودهء « هذان حرامان على ذكور امتى » « 4 » شده است ، خواه آنكه طلاكوب يا بافته از طلا باشد و خواه آنكه آن حرير ساده باشد كه در احاديث تعبير از آن به لفظ حرير شده است يا منقوش باشد ، كه آن را در احاديث به لفظ ديباج ، كه معرب زيبا است ، تعبير نمودهاند . بلى در حال ضرورت ، مطلقا و در حال حرب ، به خصوص در حرير رخصت داده شده است . اين حكم در اصل لباس است ، و اما در مثل تكمه و بند و سجاف و امثال آنها كه از توابع لباس است ، پس در شريعت حرام نمىباشد و لكن در سيرت اهل عقل و حكم عقل ترك آن مطلوب و ممدوح است . و از آنجايى كه دانسته شد كه رعايت نمودن آنچه خارج از نفس است به جهت نفس و به جهت كمال آن ، كه معناى دين است ، بايد كه باشد ، پس معلوم مىشود كه اجتناب نمودن از تحصيل و تكسب لباس بر وجه حرمت و شبهه و از پوشيدن لباسى
--> ( 1 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 157 ، رقم 559 . ( 2 ) . مدّثّر : 4 . ( 3 ) . ر . ك : ص 670 همين كتاب ، پاورقى شمارهء 2 . ( 4 ) . عوالي اللئالى ، ج 2 ، ص 30 ، ح 74 .