جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

687

تحفة الملوك ( فارسى )

كه بر وجه حرمت يا شبهه تحصيل شده باشد و از پوشيدن لباسى كه پوشيدن آن موجب اسراف و كبر و تفاخر و تعزز و امثال آن‌ها ، كه حرام و معصيت و صفت رذيله نفس است ، بشود لازم و واجب است ؛ چون‌كه در ارتكاب آن‌ها فساد نفس و نقصان دين و خسارت آخرت است . پس ، بعد از آن‌كه لباس اين‌كس فىنفسه و از جهت تكسب و تحصيل و از جهت پوشيدن ، حلال و طيّب و پاكيزه شد ، پس در وقت پوشيدن ، آثار عقل را در آن به كار ببرد و آداب عقلانيه را در آن مراعات نمايد . و آن ، اين است كه اولا نيت و داعى بر پوشيدن لباس در نزد اين‌كس ، ستر عورت و دفع زشتى و قباحت - كه باعث ميل و اقبال مؤمنين و اهل عقل و سبب عدم نفرت ايشان است و اظهار نعمت خداوند كه از جمله تحديث فعلى است كه خداوند در فرمودهء وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ « 1 » امر به آن فرموده است و امثال اين‌ها كه نيّات و دواعى صحيحهء عقلانيه است - باشد نه غير آن . و از اين‌جا است كه جناب امير عليه السّلام در شأن لباس فرموده است كه « انّ اللّه جميل يحب الجمال و يحب ان يرى اثر النعمة على عبده » « 2 » ، يعنى آن‌كه خداوند ، جميل و نيكو است و دوست مىدارد جمال و نيكويى را و دوست مىدارد آن‌كه ديده بشود اثر نعمت بر بندهء خودش . مراد آن است كه خداوند دوست مىدارد جمال و نيكويى را كه مدخليت در جمال و نيكويى نفس به واسطهء نيّات صحيحهء عقلانيه داشته باشد ، تا آن‌كه از جمال و نيكويى باقى غير فانى باشد و مشابهت با جمال و نيكويى خداوندى كه باقى و غير متبدل و متغير است به‌هم رساند نه اين‌كه از جمالات فانيهء خارجهء از نفس و از كمال آن باشد ؛ چون‌كه در اين صورت ربطى به خداوند ندارد كه موجب محبوبيت آن در نزد خداوند بشود . بلى ، گرچه شيرين دهنان پادشهانند ولى * آن سليمان زمان است كه خاتم با اوست روى خوب است كمال و هنر و دامن پاك * لاجرم همت پاكان دو عالم با اوست « 3 » بارى ، از جملهء آداب ، آن است كه ابتدا به‌طرف راست بكند در پوشيدن همهء

--> ( 1 ) . ضحى : 11 . ( 2 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 438 ، باب التّجمل و اظهار النعمة ، ح 1 . ( 3 ) . ديوان حافظ ، ص 40 و 41 ، غزل 57 .