جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

515

تحفة الملوك ( فارسى )

گرديد و رسيد و از شعاع عقل و نور عليين بهره‌بردار گرديد ، لا محاله رشيد و صاحب رشد در امور مىگردد . و از خصلت رشد ايضا و بر نهج خصلت حلم و علم ، ده خصلت ناشى و منشعب مىگردد : سداد و هدى و برّ و تقوا و منالت و قصد و اقتصاد و ثواب و كرم و معرفت به دين اللّه تبارك و تعالى . اما سداد ، پس عبارت است از استقامت و صواب و استحكام داشتن اين كس در اقوال و اعمال و عقايد و برى بودن از خلل و فساد و گرفتن و لازم داشتن طريقهء مستقيمه را ، كه حدّ وسط ما بين افراط و تفريط است ، در جميع امورى كه متعلّق به اين كس است . و همين خصلت است كه غالبا در احاديث و آيات ، تعبير از آن به انصاف و به عدالت شده است به اعتبار استعمال نمودن و به كار بردن آثار آن را با مردمان ؛ چنان كه به اعتبار نسبت آن به صاحب آن ، تعبير از آن به فضيلت و به اعتبار نسبت آن به ذات آن ، تعبير از آن به ملكه مىشود ؛ چنان‌كه جميع خصال و فضايل بدين منوال است . و همين خصلت است ايضا كه كتاب اللّه و احاديث ابواب اللّه از ذكر آن مشحون گرديده است و ترغيب و تحريص شديدى بر آن شده است ؛ و به مضمون حديث « بالعدل قامت السموات و الارض » « 1 » موجب انتظام نظام تمام موجودات شده است و بيان حقيقت آن را به فرمودهء « العدل أحلى من الشّهد و ألين من الزبد و أطيب ريحا من المسك » « 2 » ، و بيان وسعت و احاطه و تماميّت ثمره و خاصيت او را به فرمودهء « ما اوسع العدل و ان قلّ » « 3 » نموده‌اند . و آلت اظهار و وسيلهء ابراز آن در ما بين مردمان انزال كتب و ارسال رسل و تأييد حكّام و سلاطين و قرار دادن درهم و دينار است كه همگى اين‌ها به جهت حصول و بروز عدالت و مناسبت و مساوات است در ما بين موجودات و قريب شدن آن‌ها به عالم وحدت ، كه منبع عدالت است و در آن هيچ شائبه‌اى از افراط و ميل نمودن به سمتى نمىباشد ؛ چون‌كه عدالت ظل وحدت اللّه است ، و انزال كتب و

--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 33 ، ص 493 ، ح 699 ؛ از نهج البلاغه نقل كرده ولى در آن‌جا پيدا نشد و در بحار ، حديث اين‌چنين است : « بالحقّ قامت السماوات و الارض » . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 147 ، ح 15 . ( 3 ) . همان ، ح 20 .