جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

684

تحفة الملوك ( فارسى )

آخرت ، كه دار بقا است و شاغل نفس را از كمالات آن نمىباشد بلكه عين كمال او است ، از آثار عقل مىباشد و زينت اهل عقل و ايمان است ؛ چنان‌كه در خصوص طلا به خصوص منصوص است كه آن زينت مردان است در بهشت و در دار دنيا بر ايشان حرام نموده شده است . « 1 » و خداوند ايضا بعد از آيهء قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ بلافاصله فرموده است كه قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ « 2 » ، يعنى بفرما اى پيغمبر كه اين زينت ، خاصهء روز قيامت و عالم معاد است از براى اشخاصى كه ايمان آورده‌اند در حيات زندگانى دنيا . و اما زينتى كه اصل ستر و پوشاك است ، پس چون‌كه باعث زينت نفس يعنى مستور شدن او است از عيب زشتى و قباحت ، پس مقصود و ممدوح شده است . و زينت اصل بدن فى نفسه مقصود و مطلوب نيست و حال آن‌كه زينت لباس و پوشاك به نقش و نگار و به انواع زخارف و الوان ، موجب زينت بدن نمىگردد ، بلكه زينت بدن به جوانى و نازك‌اندامى و حسن صورت و بشره و امثال آن‌ها است نه به لباس و پوشاك . پس خاصيت لباس و پوشيدن آن در صورتى كه در دار دنيا و به حكم و آثار عقل باشد همان مستور نمودن و پوشيدن زشتى برهنگى و قباحت عورت و دفع سرما و گرما و كثافت است نه غير آن ، و زينت دادن لباس از حكم و آثار عقل نيست ، بلكه از حكم و آثار جهل است كه هميشه مشغول به غير مقصود و به غير مطلوب است و از شيوه زنان و ابناى دنيا و ابناى جهل و عامهء اهل زمان است و مردان را كه اهل عقل و محل نور خداوندند در آن حظّى و بهره‌اى نمىباشد . بلى ترك نمودن زينت لباس به حدى و به وضعى كه موجب قباحت و شين و شناعت بشود و به حد لباس شهرت برسد ممدوح نيست ؛ چون‌كه پوشيدن لباس شهرت مطلقا حرام و مذموم و مبغوض خداوند است ؛ و جناب امام حسين عليه السّلام فرموده‌اند كه « من لبس ثوبا بشهرة كساه اللّه يوم القيامة ثوبا من النار » « 3 » ، يعنى كسى كه بپوشد رختى را كه موجب شهرت او باشد مىپوشاند خدا به او در روز

--> ( 1 ) . التهذيب ، ج 2 ، ص 372 ، ح 1548 . ( 2 ) . اعراف : 32 . ( 3 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 445 ، ح 4 .