جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

675

تحفة الملوك ( فارسى )

يَتَخَيَّرُونَ وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ « 1 » كه فاكهه را مقدم بر لحم طير ذكر فرموده است اشاره به آن ايضا مىباشد ، و ميوه را بشويد و بخورد ؛ چون‌كه فرموده‌اند كه از براى هر ميوه سمّيتى مىباشد خصوصا در غبار انگور ، و پوست ميوه را بيرون نكند ؛ چون‌كه اقرب به تواضع و ابعد از اتراف و اسراف است مگر اين‌كه به آن متضرّر بشود ، و همه را بخورد يا آن‌كه بقيه را به غير بخوراند و نيندازد ، و در مثل انگور و مويز و خرما طاق طاق بخورد ، يعنى آن‌چه را كه خورده است طاق باشد نه جفت ، و در اثناى چيز خوردن سكوتى كه موجب تجبّر و علامت تكبّر است ننمايد ، بلكه حمد و ثناى خدا و تكلم به معروف و حكايات صالحين در اطعمه و مدح اطعمه و ذكر اطعمهء ممدوحه و امثال اين‌ها بنمايد ، و رفق و تلطّف با رفيق خود بنمايد به نزديك گردانيدن آن‌چه دور است از آن و ترغيب نمودن او را در خوردن آن تا سه مرتبه ، و زياده الحاح نكند و اصرار به مثل قسم دادن و قسم خوردن نكنند ، و چيزهاى بدبو مثل سير و پياز در وقتى كه بعد از آن حاضر مجلسى خواهد شد نخورد تا آن‌كه اهل مجلس از آن نفرت نگيرند و در معرض غيبت درنيايد ، خصوصا در مسجد و ايام عيد و اماكن شريفه كه محل عبور و نزول ملائكه است و از امثال آن‌ها نفرت دارند ، و لقمه را كوچك بردارد ، و نيك بخايد ، و در خاييدن افراط نكند ، و حمد و شكر خداوند در اثناى خوردن ، بسيار نمايد ، و وارد شده است كه أكلى و حمدى نه اكلى و صمتى ، و مبالغه در پاك نمودن استخوان نكند ؛ چون‌كه جنّيان در آن نصيب دارند ، و در وقتى كه استطعام از رسول خدا نمودند آن جناب به استخوان مانده ، آن‌ها را اطعام فرمود ، و اگر مبالغه نمود ، پس - چنان‌كه مروى است - البته از خانهء او آن‌چه بهتر از آن است خواهد رفت ، و در حال صحت پرهيز از انواع مطعومات ، مثل حال مرض ننمايد كه موجب لاغرى و گداختگى بدن مىشود ، و جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرموده‌اند كه دو چيز است كه صحيح نيست : صحيحى كه پرهيز مىكند و مريضى كه پرهيز نمىكند ، و هرگاه كه مگسى در ظرف افتد ، تا آن را فرو در آن نبرد بيرون نياورد ؛ به جهت آن‌كه در حديث است كه در

--> ( 1 ) . واقعه : 21 .