جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
673
تحفة الملوك ( فارسى )
ترك نمايد ، و از ظرف طلا و نقره چيز نخورد كه حرمت آن و حرام گردانيدن آن غذا اجماعى است ، و همچنين از مذهّب و مفضّض به طريق روكش ايضا نخورد كه حرمت آن ايضا در نزد حقير اقواست ، بلكه در هيچ حال ، آنها را استعمال نكند ؛ چون كه در حديث نبوى و غير آن رسيده است كه « انية الذهب و الفضة متاع الذين لا يوقنون » « 1 » ، يعنى ظرفهاى طلا و نقره متاع اشخاصى است كه يقين به خداوند و به روز قيامت و حشر و نشر ندارند ؛ يعنى آنها كه كافر مىباشند . و اما آنچه در صحيحهء عبد اللّه بن سنان رسيده است كه « لا بأس ان يشرب الرجل فى القدح المفضّض و اعزل فمك عن موضع الفضّة » « 2 » كه معناى آن است كه باكى نيست آنكه بياشامد اينكس در قدح مفضّض ، و عزل بنما دهن خود را از موضع نقره ، پس ؛ چنانكه ظاهر و هويدا است ، مراد از آن ، ظرفى است كه پارچهء نقره را به آن كوبيدهاند و وصل نمودهاند و به منزلهء حلقه و امثال آن مىباشد . و اين نه مفضّضى است كه در اين زمانها متعارف است و تمام ظرف را روكش مىكنند ، با آنكه مضمون آن و فتاواى اصحاب ايضا امر نمودن به عزل كردن دهن است از موضعى كه نقره دارد و لفظ كراهتى كه در بعضى از روايات « 3 » رسيده است ، چونكه مجمل و متشابه است ، بايد كه حمل بر حرمت كه مضمون محكم ساير روايات است بشود و حكم خوردن و آشاميدن از مفضّض و مذهّب را هردو حرمت دانسته شود . و همچنين حرام است خوردن بر خانچه كه بر آن مسكر آشاميده مىشود و جايز نيست مادام كه مسكر آشاميده مىشود ، و به دست راست تنها بخورد نه به چب و نه به هردو ، مگر در انگور و انار كه به هردو خوب است ، و لااقل به انگشت ابهام و سبابه و وسطى بخورد نه به دو انگشت كه وضع چيز خوردن شيطان و متجبّرين است ، بلكه به تمام انگشتان ، كه او را هرت گويند و وضع چيز خوردن جناب امير المؤمنين عليه السّلام بوده است ، ايضا خوب و اقرب به وضع تواضع است هرچند كه بعيد از عرف ابناى زمان است ، و از نزد خود بخورد مگر در مثل ميوه كه از هر
--> ( 1 ) . همان ، ص 268 ، ح 7 . ( 2 ) . التهذيب ، ج 9 ، ص 91 و 92 ، ح 392 . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 267 ، ح 5 .