جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
659
تحفة الملوك ( فارسى )
و بايد كه همگى آنها در حال مشاغل خود با اخلاص و با نيت اطاعت و فرمانبردارى خداوند و نيت اقامهء واجبات كفائيه و امور معاشيه باشند ، و اقتصار بر قدر حاجت و ضرورت و رعايت آداب و شروطى كه در شريعت و طريقت رسيده است بنمايند ، و در همه حال ، ديندارى و كمال نفس و قرب و ياد خداوند را كه غايت و مقصود اصلى از معيشت است در نظر داشته باشند ، و مشوب به اغراض دنيويه فانيه نكنند ؛ چونكه خداوند فرموده است كه أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ « 1 » . و از زمرهء اشخاصى باشند كه خداوند مدح آنها را نموده و فرموده است كه رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ * لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ « 2 » ؛ يعنى مردمانى هستند كه غافل نمىسازد ايشان را نه تجارتى و نه بيعى و نه كسب و شغلى از ذكر و ياد خدا و اقامهء نماز و دادن زكات ، و مىترسند احوال روزى را كه برمىگردد در آن روز چشمها و ديدها ، كه مراد روز قيامت است ، و عاقبت كار ايشان اين است كه جزا مىدهد خداوند ايشان را به بهتر از آنچه عمل نمودهاند و زياد مىفرمايد بر ايشان از فضل خودش . پس خود را از لهو و لعب و تضييع عمر و اشتغال به دنيا از جهت نفس دنيا ، كه عادت اهل اين زمان است خصوصا اينكه شباب و جوانى هم به آن منضم شود ، نگاه دارد و بداند كه اشتغال به دنيا را كه خداوند مباح نموده است براى بندگان ، مادامى است كه معين ديندارى و سبب كمال نفس و مؤدّى به امر آخرت باشد ، و اما اگر مانع و صارف از آنها باشد پس البته جايز و مباح نخواهد بود ؛ چنانكه به خصوص روايت شده و منصوص است كه اگر معيشت و حركت ايشان مانع و صارف از امور دينيه باشد هرآينه از براى اهل آن ، حرامتر است از گوشت خنزير . و جناب امير عليه السّلام مكررا مىفرمودند كه « للدنيا بنون و للاخرة بنون فكونوا من ابناء الاخرة و لا تكونوا من ابناء الدنيا فان كل ولد سيلحق بامّه » « 3 » ؛ يعنى از براى دنيا اولادى و از براى آخرت ايضا اولادى مىباشد ، پس باشيد از اولاد آخرت
--> ( 1 ) . زمر : 3 . ( 2 ) . نور : 37 و 38 . ( 3 ) . صبحى صالح ، نهج البلاغه ، ص 84 ، خطبه 42 .