جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

616

تحفة الملوك ( فارسى )

كسى كه همت به‌هم رسانيد و عزم نمود امر خيرى را ، پس البته تعجيل بنمايد او را و به تأخير نيندازد او را ؛ به جهت آن‌كه بنده بسا باشد كه عمل مىنمايد عمل خيرى را ، پس مىفرمايد خداوند تبارك و تعالى كه به تحقيق كه آمرزيدم تو را اى بنده و نمىنويسم بر تو بعد از اين هيچ گناهى را هرگز ، و كسى كه همّت ببندد به سيئه و عزم بنمايد عمل بدى را ، پس البته نكند او را ؛ به جهت آن‌كه بسا باشد كه عمل بنمايد بنده عمل بدى را ، پس ببيند او را پروردگار سبحانه و تعالى ، پس بفرمايد كه قسم به عزت و جلال خودم كه نمىآمرزم بعد از اين تو را هرگز . و اما قبول ، پس عبارت است از قبول فرمودن خداوند و رضا شدن خداوند از بنده و گرديدن ذات و نفس آن ، مقبول و محبوب و مرضى خداوند ، به جهت آراسته شدن او به كمالات نفسانيه و اشراقات عقلانيه ، چنان‌كه فرموده است : رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ « 1 » ؛ يعنى راضى شده است خدا از ايشان و راضى شدند ايشان از خدا و اين مرتبه از براى كسى است كه بترسد از عواقب و خشيت از خداوند را به كار ببرد در اعمال خود . و اما مودّت ، پس عبارت است از حاصل شدن مودّت و محبت از براى نفس در نزد خداوند و رسل و ائمه و اهل سموات و ارضين به سبب كمال و جمال او به واسطهء آراسته شدن او به فضايل نفسانيه و خصال عقلانيّه ايضا و هم‌جنس و شبيه شدن او به اهل سموات و نفوس مقدسه و عقول مجرده . پس در اين وقت ، لا محاله مودّت و محبت فىمابين او با ايشان به‌هم مىرسد ، و بعد از آن به واسطهء مؤثر بودن آن‌ها كه علويّاتند در سفليات و مدبر بودن اهل سموات در اهل ارضين به تسخير و امر و حكم ربّ العالمين ، لا محاله ايضا محبت و مودّت او در قلوب و دل‌هاى مؤمنين و سعدا و اهل فضل و كمالى كه در زمين مىباشند و هم‌جنس و شبيه اويند ايضا حاصل مىگردد ، چنان‌كه معلوم و مجرّب و مضمون احاديث است ايضا . و اما سراح ( به سين و راء و حاء كه همگى مهمله و بىنقطه مىباشند ) پس اصل آن به معناى ارسال و رها نمودن حيوانات است به سوى مرتع و مسرح و آن‌ها را بىقيد كردن و به معناى سير

--> ( 1 ) . بيّنه : 8 .