جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
607
تحفة الملوك ( فارسى )
پيغمبر خود عمل نموده باشد . و از اينجا است كه متعه نمودن در مدت العمر هرچند كه يك مرتبه باشد ممدوح و مطلوب شده است ؛ چونكه از سنت و طريقهء پيغمبر ما خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و إله است . و اما اخلاص پس عبارت است از پاك شدن و خلاص شدن نفس در عبادت و اطاعت و فرمانبردارى خداوند از هر مقصدى كه غير از او است و از شائبهء هواى نفس و مزاحمت داعيهء قوهء غضبيه و شهويه كه از خصايص نفس حيوانى او است ، و خالص شدن و منحصر گرديدن خطرات و حركات و سكنات او در اراده و رضاى خداوند و امر و حكم قوهء عاقله و اشاره و ارشاد و نور عقل و خواهش و ارادهء نفس ناطقه كه نفس ملكى آن است . و سابقا دانسته شد كه آنچه غير از خداوند است و لكن مرتبط به خداوند است و محل رضاى او است ، از قبيل طمع در جنت و ثواب و خوف از جهنم و عقاب و امثال اينها ، آن را در عبادات مقصد و غايت عبادات خود قرار دادن ، منافات با اصل اخلاص ندارد . و دانسته شد كه عبادت آن كسى كه به جهت طمع در احسان خدا است عبادت اجير ، و آنكه به جهت خوف از عذاب او است عبادت عبيد ، و آنكه به جهت محض رضاى خدا و اهل بودن او است مر پرستش ، عبادت احرار است . و لكن مكررا دانسته شد ايضا كه اعلى درجهء اخلاص اطاعت نمودن خداوند است به جهت لذت اطاعت و از جهت آنكه خداوند اهل اطاعت است نه به جهت طمع در جنت و ثواب او يا به جهت خوف از نقمت و عذاب او . و همين خصلت اخلاص است كه به سبب تفاوت درجات او ، چنانكه عنقريب ايضا دانسته شد ، درجات بندگان از عبّاد و زهّاد و حكما و عارفين متفاوت شده است و به سبب نبودن مطلق او و بودن مقصد و غايت در عبادات اينكس غير از خداوند و غير از آن چه مرتبط به او است ، حكم به فساد و بطلان عبادت شده است و صاحب او را مشرك و مرائى ناميدهاند ؛ چونكه هيچ ربطى به خداوند ندارد و آنچه مربوط به خداوند و از براى خداوند است عبادت و دين خالص است ، چنانكه فرموده است أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ « 1 » ؛ يعنى آگاه باشيد و بدانيد كه از براى خدا است آن دين و آن عبادتى كه
--> ( 1 ) . زمر : 3 .