جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

605

تحفة الملوك ( فارسى )

بازداشتند شما را از داخل شدن در مسجد الحرام بر اين‌كه تعدى بنماييد ، و خلاف حق بكنيد يا بگوييد ، بلكه التزام طريقهء حق‌كردارى و حق‌گويى را بنماييد هرچند كه موجب نفع دشمن و ضرر شما باشد . اين است تمام ده خصلتى كه در تحت خصلت مداومت خير است . تحفه : [ 14 ] ، [ مجانبت شرّ و خصال ناشى از آن ] از جمله آثار و علامات عقل مجانبت شر است . و آن عبارت است از دورى نمودن نفس از شرور و قبايح كه لازم خصلت مداومت نمودن او است بر خير و نفس كه طالب و مداوم بر خير و مجتنب و متنفر از شر گرديد لا محالة خيرات ايضا روى به او مىآورند و شرور و قبايح از او دور مىگردند ؛ چون‌كه به مضمون الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ « 1 » هريك از عمل خير و شر ، طالب نفس خوب و بد مىباشند ، چنان‌كه هريك از نفس طيّب و خبيث ، طالب عمل طيّب و خبيث مىباشند و در خوبى و بدى فىمابين نفس و عمل از طرفين ملازمه است . و از اين خصلت ايضا ده خصلت ناشى و منشعب مىگردد : وقار و نصر و استقامت و مداومت رشاد و ايمان باللّه و توفّر و اخلاص و ترك ما لا يعنى و محافظت بر ما ينفع و نظر در عاقبت . اما وقار ، پس چنان‌كه سابقا دانسته شد ، عبارت است از آرام و اطمينان و سنگينى ظاهر جوارح ، كه ناشى و تابع آرام و اطمينان و سكينهء باطن نفس و قلب مىباشد كه به مضمون هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ « 2 » آن سكينه ، عين نور دل و همان اشراق عقل است بر باطن شخص مؤمن و عاقل . و اما نصر ، پس عبارت است از ظفر يافتن به كمال و سعادت خود و غالب آمدن بر شيطان و عدوّ خود ، كه لازم هر نفسى است كه مداوم بر خير و مجتنب از شر است . و اما استقامت ، پس عبارت است از قرار گرفتن و ثابت ماندن اين‌كس بر جادهء حق و طريقهء هدايت و مضطرب نشدن او از

--> ( 1 ) . نور : 26 . ( 2 ) . فتح : 4 .