لطف الله بن عبد الكريم كاشانى

5

تحفة الدستور ( فرهنگ اعداد كلمات ) ( فارسى )

چه بزرگان گفته‌اند : « لكلّ عمل رجال و لكلّ مقام مقال » در جامهء غيب ، لباس عمل خاص بر بالاى والاى هركس دوخته‌اند و از خزانهء مواهبت الهى خلعت مهمّى مخصوص ، فراخور قامت استقامت هرشخص ترتيب داده‌اند . از هر فردى كارى آيد و هر مردى عملى را شايد ، پس هركس را كه صانع ازلى شغلى و صفتى حواله نموده بايد چنان سازند كه آن مهم به تدريج ، درجهء كمال يابد . هدانا الله و ايّاكم سبيل الرشاد . بر ضمير منير ارباب فطنت و خاطر خطير اصحاب فطرت كه مرآت احوال ملك و ملتند مخفى و مستور نماند كه غور فكر در بحر بىقعر مواد تاريخ بدون دستور العملى از اشكال نبود و موجزى از براى ايضاح ارباب فكرت ضرور بود كه فى الجمله آن علم بر هر فردى از افراد انسان آسان كرد و هر لفظى كه عدد خاصى داشته باشد در جاى مناسب به كار برده شود . هرگاه اراده نمايند كه مصرع تاريخى را محلّى به حليهء نظم گردانند و على الاتفاق بعضى از الفاظ آن مصرع درخور آن بحر نبوده باشد لفظى ديگر كه موافق العدد باشد از هر نوع عددى برداشته در مقامش استعمال نمايند . لهذا از آحاد گرفته تا الوف هر عددى كه كلمات و الفاظ آن متفاوت و مختلف از دو حرف و سه حرف ، زياده‌اى برآن در تحت آن عدد خاص مرقوم خواهد شد و به توفيق و تأييد سبحانى ، كمترين بندگان ربّانى ، ابن عبد الكريم لطف الله كاشانى ، با تفرّق حال و تشتّت بال در مقام جمعيت اجزاى اين نسخه درآمده تا غوّاصان اين بحر بيكران در هر تاريخ معدود ، چند از گوهر مقصود به كنار آورند و هريك را به قدر مقدور تمتّعى از آن بردارند . اگرچه از تاريخى كه قواعد تواريخ موضوع و مضبوط گشته الى يومنا هذا اطلاعى حاصل نشد كه هيچ‌يك از محاسبان و تاريخ‌گويان ، عنان فكر دوربين خود را به وادى اين قسم تأليف غير محصورى انداخته باشد و اگر نيز بوده باشد چون به نظر نرسيده على الجمله كواكب لغاتى كه در افلاك بىترتيبى تا غايت چون بنات النعش متفرق و پريشان بودند اكنون در صفحهء سپهر مثال بياض ، باعث رشك عقد پروينند و ثوابت الفاظ و ايمايى كه در اوج سما اختفا تا حال چون كواكب بخت افتيدگان حضيض جفا زمينگير و سرگردان مىنمودند اين زمان در صفحهء ضمير خيال ، غيرت سبعهء سياره‌اند .