لطف الله بن عبد الكريم كاشانى

مقدمهء مصحح 14

تحفة الدستور ( فرهنگ اعداد كلمات ) ( فارسى )

عدد كسرى آن را جبران مىنمايد و يا چنانچه از نظر عددى تاريخ مورد نظر ، افزون از سال واقعه باشد واژه‌هاى مناسب با عدد كمتر را برمىگزيند تا به تاريخ مورد نظر خويش دست يابد . مورد ديگر كه شايان ذكر است اينكه حدود سى چهل درصد از واژه‌هاى آمده در اين فرهنگ افعالى با زمان‌هاى صرف شدهء آن‌هاست كه در فرهنگ‌هاى ديگر نيست مانند : شنيد ( - 364 ) ؛ شنيدم ( - 404 ) ؛ شنيده ( - 369 ) ؛ شنيدى ( - 374 ) ؛ و يا افعال امر مانند : بستان ( - 513 ) ؛ بسوزان ( - 126 ) ؛ بشتاب ( - 705 ) ؛ بشكن ( - 372 ) ؛ بشمار ( - 543 ) ؛ بشناس ( - 413 ) ؛ بشنو ( - 358 ) ؛ بگذار ( - 922 ) ؛ بگريز ( - 239 ) ؛ بگو ( - 28 ) و نظاير آن . مؤلف واژهء « زن » را به دو معنى آن آورده يكى به معنى فعل امر آن از مصدر « زدن » و ديگر به معنى مؤنث « زن » در مقابل « مرد » . نكته‌اى ديگر از واژه‌هاى مضبوط در اين فرهنگ ، نام افراد ، اماكن و اعلام جغرافيايى است كه در ماده تاريخ‌ها كاربردى گسترده دارد و از آن‌ها استفاده شده و مىشود . گفتنى است مؤلف بخش زيادى از واژه‌ها و تركيب‌ها را از ماده تاريخ‌هاى سرايندگان سلف خويش جمع كرده و اساسا مىتوان گفت كه دست‌مايهء اصلى كار واژه‌ها و تركيب‌ها ، همين ماده تاريخ‌ها بوده است . مانند مدخل عددى ( 995 ) كه در مقابل آن تركيب « عباس بهادرخان » ضبط شده . اين تركيب ماده تاريخ جلوس سلطنت شاه عباس اول صفوى است . نظيرى ديگر مانند تركيب « حاكم رشوه‌گير » در مقابل مدخل عددى ( 810 ) آمده كه مسلما و يقينا اين تركيب ، برگرفته از ماده تاريخى است كه مؤلف به ضبط آن مبادرت كرده است . نكته‌اى ديگر واژهء « شبيخون » واژه‌اى معنىدار است و در اين فرهنگ در مدخل عددى ( 968 ) ضبط شده . اما سرايندگان ماده تاريخ‌ساز از همين واژه دو واژهء