مؤلف مجهول
190
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
وزير او فضل بن سهل بود . و چون فضل كشته شد ، حسن بن سهل را كه برادر او بود وزارت داد . و دختر او بوران را مامون بخواست ، و در غرّهء محرّم سنهء اثنى و مأتين اتفاق عقد افتاد . و در همين شب مامون دختر خويش را امّ الفضل به على موسى رضا داد . و حسن بن سهل ترتيب ضيافتى كرد بر وجهى كه هيچكس را ميسّر نشود . و گويند چون مامون از بغداد به فم الصلح رفت چهار هزار مرد كشتيبان با او بودند . ازينجا قياس بايد كرد كه حواشى و خدم چند بوده باشند . و چندان درّ نثار كرد كه از حدّ كثرت بيرون رفت . و از عنبر گويها ساختند و در ميان هريكى رقعهاى نهاد نام ضيعهاى از ضياع بر آن نوشتند ، و آن گويها را نثار اقدام مامون كرد ، و هركه از آن گويها بيافت و كلاى حسن السهل آن ضيعه بدان شخص تسليم كردند ، و حسن بن سهل در سنهء ستّ و ثلثين و مأتين وفات يافت . [ 8 ] - خلافت معتصم كنيت او ابو اسحق بود و نامش محمد معتصم . به طوس با مامون بود ، و در روز وفات مامون با او بيعت كردند . [ 130 پ ] و او مردى با قوّت بود و گويند هزار من برگرفتى ، و او را خليفهء مثمن خواندندى ؛ زيرا كه هشتم خلفاء بنى « 1 » - العباس بود ، و هشتم اولاد عباس است ، و در هجده سالگى خليفه شد و هشت سال و هشت ماه خلافت كرد ، و چون بمرد بيست و شش سال و هشت ماه داشت « 2 » ، و در شعبان در وجود آمد كه هشتم ماه است ، و هشت پسر گذاشت و هشت دختر ، و هشت غزو كرد ، و هشت هزار درم ازو بازماند . و عموريه از بلاد روم او گشاد . و گويند سلطان روم ببلاد اسلام آمد ، و حصنى كه آن را زبطره گويند غارت كرد ، و عورات بسيار اسير گرفت . اتفاقا
--> ( 1 ) - ص : ابو . ( 2 ) - ص : مانند اصل تج 174 ، طق 209 : ثمان و اربعون سنة .