مؤلف مجهول

174

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

كردند ، عاقبت او ، و عبد اللّه از پس او ، به موصل رفت و سه روز آنجا مقام ساخت ، [ 119 ر ] و از آنجا به شام شد ، و اهل دمشق را بتعصّب با يكديگر محاربت افتاد ، و آخر عبّاسيان غالب آمدند و وليد بن معاويه كه امير دمشق بود كشته شد و عبد اللّه بن على به دمشق آمد و مردم را ايمن كرد و صالح برادرش را با ده هزار مرد بجنگ مروان فرستاد . مروان روى به مصر نهاد ، بكتيبه او عين الشمس « 1 » دريافت ، سرش برداشت و پيش ابو العباس سفاح فرستاد ، و خلافت بر عباسيان مقرر شد . ذكر خلافت بنى العباس عزيزى اسامى ايشان را برين گونه نظم كرده است بطريق لزوم ما - لا يلزم « 2 » : از بنى العباس سى و هفت كس بودند امام * كز سنان و تيغشان شد سينهء دشمن فگار بود « سفاح » آنگهى « منصور » و « مهدى » بر عقب * « هادى » و « هارون » « امين » « مامون » امام كامكار « معتصم » آنگاه « واثق » بعد ازو « متوكل » است * « منتصر » پس « مستعين » بودست و « معتز » پيشكار « مهتدى » و « معتمد » پس « معتضد » پس « مكتفى » * [ 119 پ ] « مقتدر » پس « قاهر » و « راضى » امام روزگار « متقى » « مستكفى » [ و ] آنگه « مطيع » و « طايع » است * « قادر » و « قايم » پس از وى « مقتدى » [ شد ] آشكار بعد ازو « مستظهر » و « مسترشد » ست و « راشد » ست * « مقتفى » « مستنجد » آنكش شير گردون شد شكار

--> ( 1 ) - متن در اينجا آشفته و بىنقطه است و كم دارد ( تج 92 طق 133 ) . ( 2 ) - اين شعرها سرودهء هندوشاه است ( تج 93 ) .