مؤلف مجهول
95
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
تيزتك را در ميدان رويّت جلوت دهيد و از سردفتر نظر و فكرت بىنظير جوابى شافى از شوايب عجلت مبادرت صافى بيان كنيد و بگوييد تا در همهء [ 66 ر ] عالم عزيزتر چيزها چيست ؟ بعد از فكرت و ترديد نظر گفتند : صلاح و علم اعزّ اشيا تواند بود ، كه مرتبت شريف را زيادت كند و عبيد را درجهء ملوك بخشد . جواب صواب مطابق سؤال گفتند ، ليكن اگر عقل ثالث و لازم ايشان نباشد رقم حسن بر چهرهء احوال هردو نتوان كشيد . از بهر آنكه اساس دانش فهم و ادراك است . و قوام آن جز برأى ، و راى صواب نباشد الا بمعرفت علم ، و ثبات و استقرار علم بىعقل محال باشد . تمامت آداب و مروّات بعقل محتاج و مفتقراند ، همچنانكه بدن به غذا احتياج دارد . و اعقل مردم آنست كه در عواقب امور نظر اندازد و بفكر صايب غايت چيزها از وراى پردهء غيب ببيند و از خطا اجتناب نمايد . و علامت عاقل آنست كه هواى نفس او را متهوّر نگرداند ، و بدانچه مصلحت او در آن نباشد خوض نكند ، و بىتصوّر فايدهاى دم و قدم نزند . پس گفت : اتفاق كنيد بر يك خصلت كه جامع مكارم اخلاق باشد . رئيس قوم گفت ابتداى معروف بىامتنان و مطل ملاك مكارم اخلاق است ، و تمامت محاسن [ 66 پ ] شيم از شعب و خوالف « 1 » آن تواند بود ، و هيچ خصلت خوب نباشد كه از زينت و حليت جود عاطل ماند . ملك گفت : سخن نيكو گفتى اما احتمال كلمهء موجعه از زيردستان كه ترا قدرت تعريك و تاديب ايشان باشد كردن و رقم بر جريدهء جريمهء ايشان كشيدن و قهر نفس كردن و شربت كظم غيظ را به حلق جان شيرين شمردن ، نزد من سردفتر مكارم اخلاق است . از بهر آنكه شخص تا بر نفس خود قادر و غالب
--> ( 1 ) - ص : خوالق .