مؤلف مجهول

90

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

بكمال فضايل آراسته بودند . اركان دولت [ 62 پ ] گفتند در صد قرن ، اجتماع سه پادشه اتفاق نيفتد و دريغ باشد كه اين اجتماع بتفريق انجامد ، بىآنكه اثرى از مآثر ايشان بر روى روزگار يادگار ماند . و هركجا كه قران دو كوكب سعد اتفاق افتد ، خلايق از حسن آثار آن بهره‌مند گردند . مصلحت آنست كه هركس از شما كلمه‌اى بردارد كه طراز مآثر باشد . ملك روم بر زبان راند كه : « انا اندم على ما قلت و لا اندم على ما لم اقل » ، از بعضى گفته‌هاى خود ندامت هست ، اما از ناگفته ندامت نيست . شعر : ما ان ندمت على سكوتى مرّة * و لقد ندمت على الكلام مرارا ملك هند غوّاص نظر صايب را در درياى فكرت صحيح غوطه داد و اين درّ شبچراغ برآورد كه : « انا على ردّ ما لم اقل اقدر من ردّ ما قلت » ؛ هر تير سخن كه از شست بيان جدا نشده است ، قادر باشم كه در مقرّ خويش بدارم . اما چون از كمان بيان منفصل شد ، باز نتوان گردانيد . ملك چين از رياض اقبال خويش اين رياحين دسته بست : « انا املك الكلمة ما لم اتكلّم بها ، فاذا تكلّمت ملكتنى » . مادام كه طاير ميمون سخن در قفص دهانست قيد مملوكيّت من دارد . چون از آشيان زبان خيز كند ، مسأله‌اى بر قلب گردد و بيش در قبضهء امكان نيايد . [ 63 ر ] تا « 1 » عروس فصاحت در طىّ فكرتست مشّاطهء مشيّت را اختيارست ، خواهد بر سرير نطق جلوه دهد ، خواهد در نقاب عدمش درآرد . اما چون پرده از روى كار برگرفتى ، دست امكان بدامن تدارك نرسد . حكايت از انوشروان پرسيدند زندگانى چيست ؟ و بهتر از زندگانى چيست ؟ و

--> ( 1 ) - ص : با .