تاج الدين احمد وزير

116

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

للّه درّ قائله « 1 » بالرّفق تبلغ ما تهواه من أرب * و صاحب الحزق محمول على خطر من الاشعار « 2 » الفارسيّة خرد رهنماى و خرد دلگشاى * خرد دست گيرد به هر دو سراى خرد افسر شهرياران بود * همان زيور نامداران بود « 3 » هرآن كس كه دانش نيابى برش * مكن تا توانى گذر بر درش « 4 » خرد مرد را خلعت ايزديست * سزاوار خلعت نگه كن كه كيست « 5 » منه خردمند اگر با غم و بىكس است * خرد غمگسار و كس او بس است بود مرده ، هركس كه نادان بود * كه بىدانشى مردن جان بود « 6 » شكيبايى و هوش و راى و خرد * هژبر ژيان را به دام آورد « 7 » منه خرد در پيش دولت رفت و گفتا * كه مىخواهم كه با من يار باشى جوابش داد دولت گفت هرجا * كه من باشم تو خود ناچار باشى منه فرياد از اين جهان كه خردمند را از او * بهره به جز نوايب و حرمان نمىرسد دانا بمانده در غم تدبير نيك و بد * يك ذره غم به خاطر نادان نمىرسد

--> ( 1 ) قايله . ( 2 ) در اصل : اشعار . ( 3 ) دو بيت فوق در صفحه 2 ، ج 1 شاهنامه فردوسى به تصحيح دكتر محمد دبير سياقى آمده است . ( 4 ) اين بيت در صفحه 24 ، ج 1 شاهنامه فردوسى به تصحيح دكتر محمد بيرسياقى وجود دارد . ( 5 ) اين بيت در صفحه 41 ، ج 4 شاهنامه فردوسى به تصحيح دكتر محمد دبير سياقى وجود دارد . ( 6 ) دو بيت فوق در شاهنامه فردوسى تصحيح دكتر دبير سياقى وجود ندارد . ( 7 ) اين بيت در شاهنامه فردوسى به تصحيح دكتر محمد دبير سياقى ج 1 ، ص 6 آمده است .