تاج الدين احمد وزير

527

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

برخيز اگر حريف مايى * آهنگ شرابخانه كن زود مىباش خراب در خرابات * ور بتوانى بِهِ چشم مقصود مىبين رخ جانفزاى ساقى * در جان جهان‌نماى باقى ياريست مرا وراى پرده * و انوار رخش سراى پرده * 468 * برداشت ز رخ نقاب و گفتا * مىبين رخ مِن بِه‌ِجاى پرده هرچ از دو جهان ترا خوش آيد * من باشم آن وراى پرده عالم همه پردهء مصوّر * أشيا همه نقشهاى پرده در پرده چو مِن سخن سرايم * چون خوش نبود نواى پرده « 1 » . اين پرده مرا ز تو جدا كرد * اينست خود اقتضاى پرده نى نى كه ميان مَا جدايى * هرگز نكند غطاى پرده تو باز رداى كبريايى * ما را نبود رداى پرده جاى تو هميشه در دل ماست * بيرون درست جاى پرده من مردم ديدهء جهانم * ديده نبود سزاى پرده گر غير منست پرده خود نيست * ور نى منم أنتهاى پرده تو هم نه سزاى پرده [ اى ] خيز * وز ديده فروگشاى پرده مىبين رخ جانفزاى ساقى * در جام جهان‌نماى باقى آن مرغك نازنين پروبال * گشتى همه گرد كوى اقبال بودى شب و روز در تكاپوى * كردى مه و سال كشف احوال جايى برسيدى او بِهِ يك دم * كآنجا نرسد ملك بِهِ صد سال * 469 * در اوج فضاى عشق روزى * پرواز گرفت وَ مِن بِهِ دنبال ناگاه عقابى اندر آمد * و آورد شكسته را بِهِ چنگال

--> ( 1 ) در اين متن تنها كلمه پرده در همه موارد با پ نوشته مىشود كلمات ديگر كه حرف پ در آنها وجود دارد . به صورت ب نوشته مىشوند .