تاج الدين احمد وزير

377

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

است قوله تعالى عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً « 1 » وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا « 2 » شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ « 3 » و دليل شد كه لا إله إلّا اللّه عين جهادست پس بنا [ ى ] طبع بر لا إله است أي هرچه طبع را خوش آيد آن چو معبودى * 326 * گردد پس بنا [ ى ] آن بر لا إله باشد و بنا [ ى ] شرع بر إلّا اللّه است أي هرچه شرع فرمايد بر خلاف طبع فرمايد پس بنا [ ى ] آن بر إلّا اللّه باشد قوله تعالى : وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى « 4 » أي لا إله ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى « 5 » أي إلّا اللّه پس نبوت گفت : من قال : لا إله إلّا اللّه دخل الجنّة « 6 » . أي من قال : لا إله فقد نهى النّفس عن الهوى و من قال إلّا اللّه فإنّ الجنّة هى المأوى . من كلامه « 7 » قدّس اللّه روحه وقتى در طوس بودم جوانمردى از شاگردان من كه صاحب ديده بود سؤال كرد كه اگر آدمى را مرگ قضا كرده‌اند به‌سبب آنكه وى لذّت « 8 » اين حيات « 9 » را بمزيدست و اين حيات ، حيات شهوات است لايق حال وى است امّا ملايكه كه از عالم ملكوت و از عالم نورانيّه‌اند مرگ بر ايشان چرا قضا كرده‌اند چه ملايكه در حق ما چون ارواح مااند در حق قوالب ما پس مرگ مر قالب راست نه مر روح را ، پس هم برين وفق و منهاج * 327 * بايستى مرگ آدميان را بودى نه ملايكه « 10 » را چون اين سوال بكرد بسى رنج ديدم در تفحّص و تخريج اين مسأله واجب چنان كند كه غوّاصان بحر عقل در برون آوردن اين فايده از بحر تفكّر عاجز آيند كه سؤاليست بس مشكل و غريب با دقايق معانى بسيار اگرنه

--> ( 1 ) شيا و هكذا موارد بعد . ( 2 ) تحيّوا . ( 3 ) قرآن كريم سوره بقره ( 2 ) آيه 213 . ( 4 ) قرآن كريم سوره النازعات ( 79 ) آيه 40 . ( 5 ) قرآن كريم سوره النازعات ( 79 ) آيه 41 . ( 6 ) بحار الانوار 3 / 13 ح 28 ، و 3 / 4 ح 10 . ( 7 ) كلام امام محمد غزالى . ( 8 ) در اين موضع مركب پخش شده است . ( 9 ) حيوة و هكذا در موارد بعد به تقليد از رسم الخط عربى . ( 10 ) ملايكه و هكذا در موارد ديگر .