تاج الدين احمد وزير
193
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
ذكر لب تو حكايتى شيرينست * وصف سر زلف تو چه شبيست دراز حرف الرّاء رخت تاب نظر نارد چرا برقع نمىبندى * ندارد آن ميان طاقت كمر بهر چه نگشايى « 1 » * * * * 155 * روى خود بيند در اشكم زان نشيند بر دو چشم * ديده زين خودبين مشو كاو در تماشا [ ى ] خودست * * * رخت آيينهء حسنست و حسنت صورت معنى * من آن صورت كه مىجستم در آن رخسار مىبينم « 2 » * * * راز با خامه و با نامه نمىيارم گفت * با دوروى و دوزبان راز نگويد عاقل * * * راز پنهان دهان تنگت اى جان بر دلم * از سخن شيرينتر و خوشتر كسى پيدا نكرد * * * رندم و صوفيم مىخوانند خلق * نام نيكو بين كه پيدا كردهام * * * رفتى و بر رخت نگرانند مرد و زن * بازآى و برقع از مه رخسار برفكن
--> ( 1 ) يى . ( 2 ) چهار مصراع دو بيت بالا به صورت عمودى برهم قرار گرفتهاند .