تاج الدين احمد وزير
125
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
حلقهء منّت ما از گوش چون توانند نهاد . سلطان سعيد طغرل بك انار اللّه برهانه چون امير المؤمنين القائم بأمر اللّه از حادثه بسا سپرى « 1 » محجوب و مختفى شده بود ، پوشيده نباشد كه به چه عظمت و جلالت او را باز مسند خلافت و متكا [ ى ] سريرت آورد لا جرم به يمن و مباركى تعظيم دين و احترام اسلام ، نامبردار دنيا و آخرت گشت و ملك أسباط و أخلاف او كه به اوتاد ابد مقرون باد به أقصا [ ى ] شرق و غرب رسيد . مقصود از ايراد اين فصول آنكه * 84 * أنبياء و خلفا و سلاطين و امرا [ ى ] جهان در چنين امور ، نام و بزرگوارى خويش در عفو دانستهاند نه در انتقام و بمردمنوازى شناختهاند نه بمردمآزارى و اين كمينه به حكم آنكه از بطانهء دولت است و در نام و ننگ و نيك و بد شريك و مساهم او نيز بارها اجازت از بارگاه أعلى يافته كه آنچه در مصلحت جويى بخاطر آيد باز نگيرد و مخفى ندارد اين دليرى مىكند و به همين قدر اكتفا مىنمايد كه اگر در اين قضيّت انتقام فرمايد قومى به نيكنامى و طايفه [ اى ] به عيبجويى مشغول شوند ، هرآينه اقدام بر فعلى نمودن كه همه جهان بر نيكويى گفتن متفق اللّفظ و الكلمه باشند أولى ، چه در انتقام راحتى حالى متخيّل و عفوگرى باقى متصوّر [ است ] و اگر اين طايفه از اين عقوبت و عذاب منزجر و متنبه نشود و به اين عقوبت مخلص و دولتخواه نگردند ، خود و بال آن بيابد همان خداى كه اين مواهب از خزانهء فرصت ارزانى داشت بر تجديد ظفر قادر و تواناست وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ « 2 » بر اين مباسطت كه جز شفقت و مهربانى باعثى ديگر نبود چشم عفو و اغماض مىدارد هم بر جزا [ ى ] خود و هم بر گناه ايشان اگر به محل قبول افتد جز عنايت « 3 » و مرحمت « 4 » و اسعاف و مكرمت حملى ديگر نخواهد بود ، و الحمد للّه على الامر و الصّلاة على رسوله و صحبه و آله أجمعين .
--> ( 1 ) اين دو كلمه واضح خوانده نمىشود . ( 2 ) قرآن كريم ، سوره مائده ( 5 ) ، آيه 95 . ( 3 ) عناية . ( 4 ) مرحمة .