تاج الدين احمد وزير

126

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

قطعة فى الأسعدين « 1 » * 85 * اى صاحب با علوّ همّت * وى از در صد هزار مدحت از روى تواضع و مروّت * و ز كوى تودّد و فتوّت يادى كه ز دوستان نمودى * جزوى كه بمخلصان سپردى بنمود عجب ز خلق و خويت * نز عادت طبع نام‌جويت از حرف تواضعت نقط بود * و ز گنج مكارمت سقط بود ز اخلاق مبارك تو حرفيست * [ ز ] انفاس مطيّب تو طرفيست آن جزو لطيف نغز زيبا * بر لفظ ركيك و خط رسوا سرتاسر آن سياه كردم * مجموعه از آن تباه كردم با جملهء عالمان فاضل * چون جمع كنى زهى به جاهل زين عيب در آن كتاب باشد * زين حشو در آن حساب باشد پوشيده نباشد از جنابت * وز راى و تفكّر صوابت كان قصر كه بس لطيف باشد * در جنب دمن نظيف باشد كردم ز براى هر گزندى * در آتش ازين نمط سپندى تا چشم بد حسود باشد * چشم بد از آن وقود باشد هركس ز أصاغر و أعالى * و أصحاب « 2 » فضايل و معالى * 86 * ميل دل گر بدان سپارد * و إمعان نظر بر آن گمارد كز آب كرم وضو نمايد * بُود زللش رفو نمايد لطفى بود آن ز لطفهاشان * بويى بُود آن ز خلقهاشان تكرار كنم دعا [ ى ] احمد * كالهام چنين كه « 3 » عود احمد

--> ( 1 ) الاسعدان . ( 2 ) وارصحاب . ( 3 ) كى .