تاج الدين احمد وزير
117
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
و در كلام حكما وارد است كه : إذا لم يجمع الرّجل اربعا لم يرج منه خيرا : السّخا [ ء ] فى ارومته ، و الجود فى جبلّته ، و الكرم فى طبيعته ، و العطا [ ء ] فى خليقته « 1 » . يعنى جسم انسان در عالم كون و مكان جويا [ ى ] احسان است فقط مشهور است منطورى بملبوسى سرخ در نظر عاشق در جلوه آمد عالم سراسر * 71 * در نظر او سرخ مىنمود مصراع : در هرچه نگه كنم ترا مىبينم موكدّ اين معنى است و چنانچه طبيعت عالم به عناصر أربعه موضوع است طينت احسان به دست سخا و پاى كرم و دل جواد و زبان فيّاض مجبول و موصوف : شعر كأنّها شجر أترح طاب معا * جملا و نورا و طاب العود و الورق پس لايق بر اين سياقت چنان مىنمايد كه بر وفق اين مقدمه چهار حكايت لايق وارد شود : حكايت در سخاى اوزاعى ! مشتمل بر اينكه چون دل اوزاعى « 2 » در سخا در جوشش و جنبش آمد دستگاه او از پنج درهم با ده هزار درهم رسيد . مىآورند كه اوزاعى رحمه اللّه تعالى خرج عيد را پنج درهم از كسب ايّام ذخيره كرده بود چون بر حال قلّت منال و كثرت عيال همسايه واقف شد باوجودآنكه در ضيق حال با او همخرقه و در سفره فقر با او همكاسه و لقمه بود دلسوزى بر حال همسايه او را بر آن داشت كه يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ « 3 » خوانده آن محقّر سدّ . * 72 * جوعت ايشان گردانيد حضرت واهب العطايا جلّت قدرته هادى راه عبد الرّحمن نوفل شد تا ده هزار درهم كه جهت مهمى نازل محافظت كرده بود عوض معوّض آن گردانيد ، چه همان شب در خواب ديده بود كه وقتى اين مهم كفايت رود كه اين
--> ( 1 ) خليفة . ( 2 ) عبد الرحمن فقيه بن عمرو مكنى به ابو عمرو متوفى به سال 157 كتاب السنن در فقه و كتاب المسائل در فقه از اوست نسبت او به قبيله موسوم به اوزاع در شامات است الفرست ابن نديم به نقل لغتنامه دهخدا ج 3 ص 3123 . ( 3 ) قرآن كريم سوره حشر ، ( 59 ) آيه 9 .