تاج الدين احمد وزير

118

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

ذخيره در راه اوزاعى نهد بمقتضى وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ « 1 » صدق نيّت او را بر آن داشت كه اين وعده خلاف نخواهد بود فى الحال كه اين احسان در باب اوزاعى تقديم يافت بر مطلوب خود فايز شد بيت : خنك جانى كزو جانى برآسود * نه درويشى كه سلطانى برآسود در شاهان بلند از بهر آن شد * كز آن درگاه دربانى برآسود خجسته‌پى ، سگا فرّخ شكارا * كز ايشان هر دو سگبانى برآسود مبارك مطبخا فرخنده دودا * كزو ناخوانده مهمانى برآسود حكايت ابو سعيد خرگوشى در بصرده ! از ابو سعيد « 2 » خرگوشى رحمه اللّه تعالى منقول و مرويست كه : در بصره همگى ، جوانمردى قدم مساعدت در راه معاونت ضعفا و ارباب حاجات مىنهاد و زوايد صلات و * 73 * فواضل ميراث و مكرمات از اصحاب ثروت و مكنت بمساكين و ارباب حاجت مىرسانيد فقير را فرزندى متولّد شد تهيهء مصالح طلق را ، بد آن صاحب‌قدم ملتجى گشت مدد حال و كسر بال او را خطوء چند فرانهاد و گرد دايره اولياء نعم و طوايف اصحاب كرم و مال و نعم طوفى كرد و از ضيق حال او بندى با هر يكى فروخواند هيچ لبّيك اجابتى به صماخ گوش او نپيوست ، نمىخواست كه آن عزير فرومانده مأنوس و مأيوس گردد دست امداد از جيب أحيا بدامن استمداد همه أموات كريم زد و با آن عزيز روى بمقبرهء يكى از ارباب سخاوت نهاد و بعد از طلب آمرزش و غفر آن بوسيلهء دعا و قرائت قرآن درباره او استمداد همتى بجاى آورده سايل را بمحقّرى وام رهين احسان و انعام خود گردانيده باز گردانيد سر استراحت بقدم تربيت آن ولى الأنعام نهاد در خواب چنان ديد كه متوفّى با او مىگويد كه بر حال آن عزيز وقوف حاصل شد . * 74 * چون پاى كرم و دست عطاى ما در

--> ( 1 ) قرآن كريم سوره سباء ( 34 ) آيه 39 . ( 2 ) ر . ك ، لغتنامه دهخدا ، ج 9 ، ص 13873 .