شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 73
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
دستنويس است . زبان متن صبغهء لهجهاى هم دارد . چنانكه آمد در اين دستنويس كرارا آذر ، بگذشت ، پذيره . . . به صورت آدر ، بگدشت ، پديره ، ضبط شده است . چون اين ويژگى در برخى از متنهاى فارسى كه از كنارهء خليج فارس ( - مثنوى شيرين و فرهاد ، ص چهل و سه ) تا بخارا ( - تكملة الاصناف ، ص 32 ) نوشته شدهاند ، ديده مىشود به درستى نمىتوان وابستگى گوينده و چه بسا كاتب را به منطقهاى خاص ، معلوم كرد . 2 . نسخهء ن ميكروفيلم شمارهء 2767 كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران كه ظاهرا از دهلى نو آوردهاند . از دستنويسهاى بزرگ و شامل دو بخش برزونامه و به خط نستعليق ايرانى و بدون تاريخ و ناقص از آخر است . ظاهرا در قرن 13 كتابت شده و به لحاظ اعتبار نسخهء متوسطى است . بيتهاى الحاقى آن فراوان است و از اين حيث در صدر ديگر دستنويسهايى قرار مىگيرد كه در دسترس نگارنده بود . تصرفات دلبخواه كاتب ( يا كاتب نسخهء اساس او ) نيز كم نيست . براى نمونه در دستنويس « ك » آمده است : كمندى كه آن باشد از چرم شير * يكى تير ، پيكان او ده ستير در اين نسخه ، كاتب مصرع دوم را به صورت كه باشد سزاوار مرد دلير تغيير داده ، و يا : سر و پاى او را به بند گران * ببند و سپارش به نامآوران كه به صورت ببندش به مسمار آهنگران درآورده است . امّا هروقت دست از تصرف برمىدارد به نسخهء « ك » بسيار نزديك مىشود . كاتب پيوسته خاقان را خاكان و برون را بيرون و همچو را همچون و يزدان را ايزدان مىنويسد حتّى اگر وزن شعر مختل شود . در مورد اخير هرگاه اين كلمه با « به » همراه شود ، الف آن را مىاندازد : بيزدان . ما همهء اختلافات اين نسخه را در پاورقى ضبط كردهايم . 3 . نسخهء پ دستنويس كتابخانهء ملى پاريس به شمارهء 1189 در 410 برگ ، بدون تاريخ كتابت