شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 58
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
مواردى به پاى فردوسى هم مىرسد ، امّا متأسفانه ، داستانى را براى نظم برگزيده كه در طرح و توطئهء آن ضعفى عمده وجود داشته و همين امر سبب بىحاصل ماندن زحمات وى گرديده است . سراينده كه ظاهرا خود متوجه اين نكته است ، براى جبران اين ضعف ، داستان سوسن رامشگر را به دنبال اين بخش مىافزايد كه داستانى منسجم و سنجيده و شيرين و در نوع خود بىمانند است . لطف داستان سوسن رامشگر سبب گرديده است كه از ديرباز كاتبان با افزودن ابياتى به آغاز آن ، اين داستان را از متن برزونامه خارج كرده و به صورت مستقل رواج دهند . « 1 » سوسن ، زنى است رامشگر كه براى به دام انداختن پهلوانان ايرانى به ايران گسيل مىشود ، بر سر دوراهى ايرانشهر و سيستان خيمه مىزند و در انتظار شكارهاى خود مىنشيند . جايگاهى كه براى دامگسترى برگزيده ، بسيار مناسب است . بر سر اين دوراهى چشمهسارى است كه هر رهگذرى را به خود فرامىخواند و اگر در آنجا بتى عيار و مهماننواز هم خيمه و خرگاهى داشته باشد كه با سرود و مى و سخنان دلآويز از ميهمانان پذيرايى كند و رنج راه را از تن خستگان بزدايد ، چرا كه هر رهگذرى در آنجا فرود نيايد ؟ چنين هم مىشود و هريك از پهلوانان از طوس تا بيژن ، يكى پس از ديگرى ، به دام وى مىافتد و با مى آلوده به بيهشانهء سوسن ، رهسپار ديار بىخبرى مىگردند و اگر بيژن اين نيرنگ را درنيافته بود ، كار پهلوانان ايران تمام بود . داستان سوسن رامشگر در چارچوب اصلى ، مستقل از داستان برزوست و نياز نبوده است كه در ضمن داستان برزو آورده شود . امّا از پيوند دادن اين دو داستان به يكديگر ، ظاهرا دو هدف دنبال مىشده است : يكى نشاطانگيز كردن داستان برزو و ديگر پردهپوشى بر ضعفى كه در طرح داستان برزو وجود داشته است . گنجانيدن داستانى مستقل در ضمن داستانهاى حماسى ، امرى بىسابقه نيست . در شاهنامه نيز داستان اكوان ديو و بيژن و منيژه ، نمونههايى از اين نوع تلفيق هستند .
--> ( 1 ) . يك نمونهء آن به شمارهء 497 در كتابخانهء ملى پاريس موجود است كه ما در تصحيح اين بخش از داستان برزو از آن استفاده كردهايم ؛ - فصل معرفى نسخهها و شيوهء تصحيح .