شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 59
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
ظاهرا شخصيت سوسن تحول يافتهء شخصيت پريانى است كه در ادبيات پيش از اسلام ، موجوداتى بدذاتاند و از دستياران اهريمن و مأمور همخوابگى با پهلوانان و اغواى آنان . « 1 » برطبق ونديداد ( 1 / 9 و 19 / 5 ) يكى از پريان به نام خنه ثئيتى ، كه از آفريدگان اهريمن است ، در سرزمين واكرته ، كه همان كابل است ، گرشاسپ را مىفريبد . در گرشاسپنامه اسدى كه جاى گرشاسپ را در ولايت بالا جمشيد گرفته است ، آن پرى اهريمنى تبديل شده است به دختر كورنگ ، پادشاه زابل ، زنى پر از مهر و مهربانى نسبت به همسر خويش جمشيد و بيرون از هرگونه رنگ نيرنگ و جدا از جادوى ، و بىگمان اگر از داستانهاى رستم و سهراب و بيژن و منيژه و داستانهاى همانند ديگر ، مانند داستان فريفته شدن گرشاسپ به دست پرى ، در مآخذ كهن نشانههايى روشن برجا مانده بود ، مىديديم كه همهء اين زنان مهربان و انسانهاى شريف و آزاده ، در اصل از خيل پريان و جادوان بودهاند . « 2 » استاد خالقى در بحثى مفصل دربارهء داستان رستم و سهراب معتقدند كه : « تهمينه نيز در نخستين صورت روايت يك اژدها ، يك جادو ، يك روسپى ، يكجه و يا يك پرى بوده است » « 3 » و « فريفتن پهلوان توسط زن ، حتّى موضوع يكى از بهترين بخشهاى برزونامه است كه به سوسننامه شهرت يافته است . در اين داستان ، سوسن ، زنى چنگى و افسونگر از سوى افراسياب مأمور فريفتن رستم مىگردد و در آغاز ، حتّى موفق مىشود پهلوانان ايران را چون طوس و گودرز و گيو و گستهم و بيژن ، يكى پس از ديگرى ، به افسون اسير كند ، ولى در هدف غايى خود كه گرفتن رستم باشد موفق نمىگردد . اكنون اگر در اين داستان اهريمن را بگذاريم به جاى افراسياب ، و زن جادو يا پرى را به جاى سوسن ، خواهيم ديد كه اساس اين داستان نيز همان اسطورهء همكارى اهريمن و زن جادو براى فريفتن پهلوان است » . « 4 » داستان سوسن در برخى جزئيات يادآور داستانهايى از شاهنامهء فردوسى است و بعيد نمىنمايد كه پردازندهء آن از چند داستان شاهنامه ملهم شده باشد . اين داستانها عبارتاند از :
--> ( 1 ) . - سايههاى شكار شده ، صص 1 - 25 . ( 2 ) . گلرنجهاى كهن ، ص 71 . ( 3 ) . همان ، ص 70 . ( 4 ) . همان ، ص 70 .