شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 56
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
سهراب باز مىگردند ، « 1 » لذا روايت شاهنامه را شايد در دورهء ساسانى با موازين شرعى سازگار كرده باشند . چنانكه در يكى از دستنويسهاى برزونامه نيز با افزودن اين دو بيت از هماى و همايون خواجوى كرمانى ( چاپ عينى ، ص 211 ) ، به ازدواج ، صورت شرعى دادهاند : پس آنگه گرفتش بلورينه دست * به رسم ملوك عجم عقد بست به مهر معيّن به دين درست * رخ خاطر از گرد انده بشست بند دوم اين قسمت داستان برزو نيز با رستم و سهراب يكى است . هردو پهلوان به سپاه افراسياب مىپيوندند و به تحريك وى به جنگ با ايرانيان مىروند . در انگيزهء دو پهلوان تفاوتى وجود دارد . سهراب از نژاد خود آگاهى دارد و به قصد يافتن پدر خود به ايران مىرود . شوق ديدار پدر ، انگيزهء اصلى سهراب است ، امّا در اين داستان ، پهلوان از نژاد خود بىخبر است و نيت او فقط جنگ با رستم و كشتن اوست ، آنچه وى را به اين جنگ برانگيخته ، درم و دينارى است كه افراسياب در كفش نهاده است . بند سوم و چهارم در اين دو بخش ، رفتهرفته اختلافاتى ميان دو داستان ، البتّه در سطح جزئيات ، آشكار مىشود . سهراب در طى حوادثى در برابر رستم قرار مىگيرد ، در آستانهء ايران طعم عشقى را مىچشد ، هجير را اسير مىكند كه مىتوانست پدر را به پسر بشناساند ، امّا او به دروغ ، رستم را پهلوانى نو و ناشناخته معرفى مىكند ، رستم ، شبانه به خيمه و خرگاه سهراب مىرود و در حادثهاى زندهرزم كشته مىشود . وى به اين نيت در سپاه سهراب قرار گرفته بود تا رستم را به سهراب معرفى كند . دست سرنوشت همهء آنچه را كه ممكن بود سبب آشنايى دو پهلوان بشود از سر راه برمىدارد تا آن دو در برابر يكديگر قرار
--> ( 1 ) . گلرنجهاى كهن ، ص 64 .