شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 55
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
نقطهء شروع دو داستان از انتخاب و پيدا كردن اسب آغاز مىشود . به نظر مىآيد در انتخاب جايگاه شنگان « 1 » براى فسيلهء سهراب نيز تعمّدى بوده است تا با سمنگان مانندگى و نزديكى آوايى داشته باشد . موضوع ديگر اين بند ، همخوابگى سهراب با شهروست كه ممكن است به جهت بدويّت ازدواج ، روايت اصيل و كهن تصوّر شود . امّا به گمان بنده ، اين صورت ازدواج نيز از داستان رستم و سهراب گرفته شده است . اگرچه در داستان رستم و سهراب به ازدواج صورت شرعى دادهاند ، چنانكه فردوسى مىگويد : موبدى را شبانه ( ! ) حاضر آوردند تا پيمان بسته شود ، امّا ابيات شاهنامه در اينجا مشكوك است . دكتر خالقى مطلق مىنويسد : اين ابيات در ميان دستنويسهاى كهن و معتبر تنها در دستنويس لندن مورخ 675 در متن و در دستنويس فلورانس مورخ 614 در كناره آمده است ، ولى دستنويسهاى قاهره ، مورخ 741 و برلين ، مورخ 894 و چند دستنويس معتبر ديگر اين بيتها را ندارد و گويا دستنويس اساس بندارى نيز اين بيتها را نداشته است . ولى در هرحال در شاهنامه بدون اين بيتها نيز سخن از همخوابگى نامشروع نيست ، بلكه گفته است كه رستم با تهمينه « پيمان آراست » كه در اينجا به همان معنى عقد بستن است . « 2 » در يك روايت روسى از پسركشى وقتى كه پدر ، پسر خود را در هنگامهء جنگ مىشناسد ، براى او شرح مىدهد كه چگونه با مادرش در دشتى آشنا شده و با او همخوابگى كرده است . « 3 » شايد نتوان شباهت روايت روسى را با داستان برزو اتفاقى دانست . ازدواج رستم با تهمينه نيز بايد در اصل چنين بوده باشد ، زيرا ديگر ترديدى نيست كه روايتهاى روسى و آلمانى و ايرلندى ، پسركشى همه به داستان رستم و
--> ( 1 ) . در نسخهء پاريس در همهء موارد سكنان ( سگنان ) ضبط شده است . در نسخههاى ديگر « شنگان » در مجمل التواريخ ، ص 73 ، نام اين منطقه به شكل شكنان و در ص 149 شكينان آمده و در حدود العالم ( صص 27 - 28 ) به صورت شكنان و در احياء الملوك ، ص 30 شكبان . از توضيح نويسندهء حدود العالم پيداست كه شكنان نام منطقهاى كوهستانى بوده است در خراسان نه نام شهرى خاص . چنين جايگاهى براى نگهدارى فسيله مناسب است . ما به تبعيت از نسخهء اساس و دو نسخهء ديگر ، شنگان را در متن داستان قرار داديم . ( 2 ) . گلرنجهاى كهن ، ص 95 . ( 3 ) . همان ، ص 60 .