شمس الدين محمد كوسج

182

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )

به خم كمندش دو بازو ببست * سپهبد بيفكند بر خاك پست « 1 » وز آن روى گودرز كشوادگان * بيامد به كردار شير ژيان پس « 2 » طوس نوذر همى راند اسب * به راه اندرون همچو آذرگشسب دلى پر ز كينه ، سرى پر ز باد « 3 » * همى تاخت باره به كردار باد سپهبد ز هر سو همى بنگريد * ز طوس دلاور نشانى نديد به راه و به بىراه باره براند * ز كردار او در شگفتى بماند چو خورشيد از چرخ شد ناپديد * شب تيره بر روز دامن كشيد سراسيمه شد پور كشوادگان * ز مستى همى سر به كوهه زنان « 4 » پى طوس گم كرده مرد دلير « 5 » * همى تاخت هر سوى بر سان شير « 6 » يكى خامهء « 7 » ريگ آمد پديد * سپهبد بر آن جاى باره كشيد چنين گفت با دل « 8 » كه اين « 9 » ديوزاد * بپريد ازين « 10 » دشت بر سان باد ز هامون بر آن خامهء « 11 » ريگ رفت * دل مرد از انديشه در تن « 12 » بتفت چو پاسى از آن تيره‌شب درگذشت * جهاندار گودرز بر روى « 13 » دشت

--> ببر تازنانش بدان جاى خواب * درافكند در آن خانه‌ى دست‌نويس « م » بيت‌هاى 324 - 328 را ندارد ؛ پ : به دربند دز اندرون برد خوار * بيفكنش در خانهء سوكوار ( 1 ) . ن : همان‌گاه بر جاى بنشست پست ؛ س : بيفكند از آن پس بر آن خاك پست ؛ « ن » پس از اين بيت افزوده است : به بالاى كين پهلوان بسته شد * به پيكان بىدانشى خسته شد ( 2 ) . ن ، س : پى . ( 3 ) . ن ، س : داد . ( 4 ) . ن : سرش كرد بر زين گران . ( 5 ) . ن : كرد از بيهوشى . ( 6 ) . ن : همى باره مىكرد ازو سركشى . ( 7 ) . ن ، س : خانهء . ( 8 ) . س : همى گفت با خود . ( 9 ) . ن : گويا كه آن . ( 10 ) . ن : زين ؛ س : بر . ( 11 ) . ن ، س : خانهء . ( 12 ) . ن : بر كين . ( 13 ) . ن ، س : پهن .