شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 23
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
390 يا 391 ق . نوشته است ؛ يعنى 44 يا 45 سال بعد از تدوين شاهنامهء ابومنصورى . اگر اين شاهنامه به وسيلهء كسانى دستكارى شده بود ، بىگمان ابو ريحان از آن آگاهى مىيافت و به نسخههاى متفاوت آن اشاره مىكرد . شايد مقبولترين احتمال آن باشد كه بگوييم : تدوينكنندگان خداىنامه و به تبع آن مورّخان و شاهنامهپردازان دورهء اسلامى از ميان چهار سلسلهء پيش از اسلام ايران كمترين آگاهى را دربارهء اشكانيان داشتند . « 1 » حتّى امروزه نيز پس از گذشت يكصد سال تحقيقات دربارهء تاريخ ايران پيش از اسلام ، با اتكاء به منابع ايرانى و رومى و يافتههاى باستانشناسى ، هنوز دربارهء اشكانيان موارد ابهام كم نيست . بديهى است كه در عصر فردوسى اين ابهامات بيشتر بوده است چنانكه ابو ريحان در آثار الباقيه پنج روايت گوناگون دربارهء سالهاى حكومت اين سلسله مىآورد كه هيچكدام هم يكباره صحيح نيست ، فردوسى هم دچار همين مشكل بوده است و در هر مأخذى مطالبى متضاد با مآخذ ديگر مىديده است . لذا در اين مورد از منبع اصلى خود عدول مىكند و به اتكاء يك منبع ديگر ، كه شايد آن را اصيلتر تشخيص داده بود ، دورهء اشكانى را به كوتاهى نقل مىكند و خود را از مردّد ماندن بين روايتهاى متناقض رهايى مىبخشد . « 2 » شاهنامهء فردوسى و حماسههاى بعد از آن كارى كه با مسعودى مروزى در آغاز قرن چهارم شروع گرديد در پايان اين قرن با انتشار شاهنامهء فردوسى به اوج رفعت و تعالى خود رسيد . ساختار سنجيده و منسجم شاهنامه ، فخامت لفظ ، استوارى بيان و هنرمندى بىنظير در بيان مفاهيم حماسى و نيز دانشنامه بودن آنكه علاوه بر اشتمال بر يك دوره از تاريخ قوم آريايى ، در آن مىتوان از رزم و بزم ، عشق و نفرت ، جوانمردى و ناجوانمردى ، تقدير و سرنوشت ، ظلم و ظلمستيزى و آداب و رسوم و همهء مسائلى كه به نوعى با زندگى بشرى مربوط شود نمونههايى ديد ؛ در اقبال مردم به اين كتاب مؤثر بوده است .
--> ( 1 ) . واضح است كه چهار سلسلهاى كه همهء شاهنامهنويسان دربارهء تاريخ ايران فرض كردهاند ، مراد است . چون بيشتر مورّخان و همهء حماسهسرايان از وجود سلسلهء هخامنشى بىاطلاع بودهاند . ( 2 ) . - « شاهنامه و فردوسى » ، هزارهء فردوسى ، ص 87 .