شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 17
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
كتابهاى ديگر به دست مىآيد ، امّا از همين ميزان اطلاعات هم مىتوان به حدود و موضوعات و اهميت اين كتابها پى برد . اين شاهنامهها ، عبارتاند از : شاهنامهء مسعودى در سه مأخذ از اين شاهنامه ذكرى رفته است : الف ) البدء و التاريخ ، نوشتهء مطهر بن طاهر مقدسى . وى ضمن نقل دو بيت آغاز اين منظومه مىگويد : من اين ابيات را از اينروى در اينجا آوردم كه ديدم ايرانيان اين ابيات و اين قصيده را بزرگ مىشمارند و مصوّر مىكنند و تاريخ خويش مىشمارند . « 1 » وى پس از نقل مختصرى از تاريخ ايران مىافزايد : و مسعودى در پايان قصيدهء پارسى خويش مىگويد : سپرى شد نشان خسروانا * چو كام خويش راندند در جهانا « 2 » ب ) غرر اخبار ملوك الفرس ، تأليف ثعالبى . وى دو جا از مسعودى نام مىبرد . نخست در شرح احوال طهمورث كه مىگويد : « و مسعودى در مزدوج خود به زبان پارسى آورده است كه طهمورث قهندز را به مرو بنياد كرده است » . « 3 » و ديگر در انجام كار زال : « مسعودى مروزى در منظومهء مثنوى پارسى خود آورده است كه وى [ بهمن ] زال را بكشت و از كسان او كسى را باقى نگذارد » . « 4 » ج ) كوشنامه ، سرودهء ايرانشاه بن ابى الخير . آنجا كه شاعر از لشكركشى فريدون به مغرب سخن مىگويد خواننده را براى اطلاع از تفصيل بيشتر اين حادثه به شاهنامهء مسعودى ارجاع مىدهد : چو خواهى كه رزم سپاهان تمام * بدانى تو را ره نمايم به كام
--> ( 1 ) . آفرينش و تاريخ ( ترجمهء البدء و التاريخ ) ، ج 1 ، ص 499 . ( 2 ) . همان ، ص 522 . ( 3 ) . تاريخ ثعالبى ( ترجمهء غرر اخبار ملوك الفرس ) ، ص 11 . ( 4 ) . همان ، ص 240 .