شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 18
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
ز مسعودى اين داستان بازجوى * كه او رنج ديدهست ازين گفتوگوى بدان هركه اين كارنامه نهاد * ز شاهان ايران سخن كرد ياد « 1 » براساس اين آگاهىها مىتوان گفت كه : 1 . اين منظومه در سالهاى پيش از 355 ق . سروده شده است . زيرا مقدسى - كه در اين سال در خراسان مشغول تأليف كتاب خود بوده است - شاهنامهء مسعودى را در ميان مردم منتشر و شايع مىبيند . از اينروى سالهاى سرايش اين منظومه دست كم به اوايل قرن چهارم بازمىگردد . 2 . اين منظومه چندان طولانى نبوده است . زيرا فردوسى مىگويد كه پيش از وى منظومهاى كه بيش از سه هزار بيت باشد سروده نشده است . « 2 » بعيد مىنمايد كه فردوسى از وجود اين شاهنامه ، كه به قول مقدسى مردم ايران آن را بزرگ مىداشته و براى وقايع آن تصاوير مىكشيدهاند ، بىاطلاع بوده باشد . 3 . منابع اين كتاب با شاهنامهء فردوسى متفاوت بوده است . زيرا در شاهنامه به بناى قهندز مرو توسط طهمورث اشاره نمىشود ، و بهمن زال را نمىكشد بلكه به توصيهء پشوتن رها مىگردد . 4 . در روايات حماسى ايران به مرگ زال اشاره نمىشود مگر در بهمننامه « 3 » و شاهنامهء مسعودى ؛ شايد بين منابع اين دو كتاب ارتباطى وجود داشته باشد . 5 . چون مؤلف البدء و التاريخ اين منظومه را در اختيار داشته است ، احتمال اينكه بيشتر
--> ( 1 ) . كوشنامه ، ص 536 ، بيت 7334 به بعد . ( 2 ) . نبيند كسى نامهء پارسى * نوشته به ابيات صد بار سى ( شاهنامه ، چاپ بروخيم ، ج 10 ، ص 2868 ) ( 3 ) . مؤلف مجمل التواريخ و القصص ( ص 92 ) دربارهء مرگ زال مىنويسد : « اندر عهد دارا ، در اين روزگار زال زر بمرد و در هيچ كتاب اين ذكر نيافتم مگر در بهمننامه ، آن نسخه كه حكيم ايران شاه بن ابى الخير نظم كرده است : به ايّام دارا بشوريد حال * برون شد ز دنيا جهانديده زال » شايان ذكر است كه اين بيت و روايت مرگ زال در بهمننامه ، چاپ رحيم عفيفى نيست . ظاهرا بهمننامهاى كه در اختيار مؤلف مجمل التواريخ قرار داشته ، از نسخهء چاپى كاملتر بوده است .