شجاع

401

أنيس الناس ( فارسى )

سبب كلال و ملال و موجب تفضيح حال و مآل آن مخدوم ، و اگرچه تصوّر او آنكه ارتكاب بر اخلاص و اقدام بر اختصاص مىنمايد ! مثنوى كسانى كه پيغام دشمن برند * ز دشمن همانا كه دشمن‌ترند كسى قول دشمن نيارد به دوست * جز آن‌كس كه در دشمنى يار اوست نيارست دشمن جفا كردنم * چنان كز شنودن بلرزد تنم تو دشمن‌ترى كاورى بر زبان * كه دشمن چنين گفت اندر نهان ادب ديگر آنكه نديم كه چون از ارباب مصاحبت و از اصحاب مجالست باشد بايد كه در خلوات و مجالس پادشاه در ملازمان و بندگان او ننگرد و به ملاحظهء اشكال ايشان مشغول نگردد . و چون در مجلس شراب ساقى جام را به او دهد در او ننگرد و سر در پيش افگنده [ و ] بستاند . حكايت آورده‌اند كه مأمون خليفه ، قاضى عبد الملك غفارى را نديم خويش گردانيد و چون قاضى مردى عيّاش بود حصول اين صورت را بر وجود