شجاع
400
أنيس الناس ( فارسى )
گفت « لا و ايدك اللّه » ، ذكر واو با وجود صحّت معنى بدون « واو » تا موهم آن نباشد كه « لا » داخل فعل شده و برين تقدير محتمل و متضمّن معنى بود عكس مراد متكلّم . پس بعد از اجراى آن جواب و ادخال آن « واو » آن بزرگ سايل را گفت و اللّه كه اين « واو » از زلف صاحب حسنان مليحتر است . مثنوى هركه داد ادب نداند داد * آدمى صورت است و ديونهاد وان فرشته كه آدمى لقب است * زيركانند و زيركى عجب است ادب ديگر آنكه از نمّامى و بهتان و دروغ احتراز كند ، و از استماع مذكورات نيز محترز باشد ، و بااهل اين اخلاق ذميمه نيز مصاحبت ننمايد و مداخلت نجويد . حكيمى را پرسيدند چرا استماع تو بيش از نطق و گفتن است . گفت زيرا كه مرا دو گوش دادهاند و يك زبان ، يعنى نيم چندان كه مىشنوى مىگوى . و اگر تقديرا سخنى ناسزا در حقّ مخدوم خويش بشنود آن سخن را به همان الفاظ قبيح و به همان كلمات صريح بازنگويد و در خلا به طريق كنايه به اظهار آن عداوت مداخلت جويد . چه اظهار آن ناسزا به همان الفاظ